تبليغاتX
جوینده گان دانش
آدینه این هفته با طبیعت چهارشنبه 1385/08/24 1:32 بعد از ظهر

آدینه این هفته با طبیعت

 

مشلغه ، مشکلات روزمره ،  هیاهوی زندگی شهری باعث میشه که انسان گاهی علاقه هایش را فراموش و یا از آنها چشم پوشی کند . مخصوصا ، اگر آدمی در زندگیش احساس مسئولیت بیشتری هم داشته یاشد . خیلی وقت بود که دلم میخواست وقت بیشتری برای علاقه هایم که معمولا  ، ورزش ، آموش و مطالعه ، مراوده با دوستان ، آشنایان و بجای آورده صلحه رحم و گردش های دسته جمعی و یا فردی در طبیعت مخصوصا کوهپیمایی و  گردش در کوهستان است داشته باشم . همیشه منتظر فرصتی مناسب بودم هرچند که در کشاکش مشغله های زندگی شهری معمولا فرصتیهایی برای مطاله و یا دید و بازدید های معمول خانوادگی که وقت کمتری را میگیرد داشتم  . واقعا هم از آنها غافل نبودم . اما گردش درطبیعت  کمتر نصیبم میشد . واقعاٌ دلم برای گشت و گذار در کوهستان های اطراف شهرم گرگان مخصوصا زادگاه کوهستانی ام روستای طاش خیلی تنگ شده بود .  همیشه دنبال فرصت بودم تا اینکه یکی از همکاران شرکتی که در آن کار میکنم به میز کارم نزدیک شد و گفت فلانی کی میخواهی به وعده خود و  چیزی که قولش را دادی  جامع عمل بپوشانی . من که اصلا یادم نبود کی چنین قولی را داده باشم با توضیح که همکارم داد متوجه موضوع شدم . البته بماند که چه قولی به همکارم داده بودم  .  خوب عمل به  وعده این فرصت را پیش آورد که تصمیم بگیریم سری به روستای طاش بزنیم روستایی که در دل کوه سر به فلک کشیده شاهوار در سلسه جبال البرز سربلند واقع شده ، مکانی زیبا با چشم انداز های بسیار قشنگ و مراتع سرسبز ، بله قرار شد که روز جمعه همین هفته را به خود مان اختصاص دهیم . گور پدر مشغله و گرفتاری ، طبق قرار ،  دوستم ساعت 7 صبح زنگ درب منزل را فشرد و من نیز با جمع جور کردن و سا یلم و توشه راه با سوار شده به خودروی عهد عتیقش مسیر زادگاهم را در پیش گرفتیم . شهرستان گرگان را پشت سر گذاشته بعد از پیمودن حدود ده کیلو متر در جاده گرگان به  گنبد در شرق گرگان و گذشتن از روستای جلین راهمان را بطرف جنوب تغییر داده  وارد یک جاده فرعی در مسیری شدیم که چند سالی بیش نیست اسفالت شده و ما را به روستای طاش رهنمود میکرد . این جاده گرمابدشت نام دارد . و در دل چنگلهای استان گلستان واقع شده . و هر چه در مسیر این جاده پیش میرویم زیبایی های طبیعت بیشتر خود نمایی میکرد .درختان کهنسال جنگل گرمابدشت و هوای پاک و لطیف آن که برگ درختان جنگل ناخالصی هایش  را گرفته و پالایش نموده و آنرا برای نفس کشیدن به انسان هدیه میداد .  صدای پرخوروش آب رودخانه و  پرند ه گان هم نوازشگر گوش و  هوش و جسمان بود گویی که  به موسیقی ملایمی گوش  فرا میدهی  . هر چه از شهر دور میشدیم دیگر صدای ماشین و دود و سر وصدا های آزار  دهنده آن را نداشتیم بجز صدای خودرو دوستم که آن هم در آن همه زییایی طبیعیت سر سبز جنگل گرمابدشت بحساب نمی امد. فصل هم فصل پاییز و هواه هم هوای پاییزی است .  باور کنید لذت دیدن جنگل با آن همه درختان سر بفلک کشیده و پوشیده از برگهای زرد ،قرمز ، سبز، نیلی  و شنیدن آوای پرندگان و تنفس هوای خوب ، وصف ناشدنی است.  در ادامه مسیر ، بعد از گذشتن روستای گرمابدشت به ابتدای گردنه قزلوق نزدیک شده سکوت عجیبی بود یادم میاید  در بیست سال پیش وقتی که نوجوانی بیش نبودم  شاهد بودم  که این  راه را برای رسیدن  به شهرستان شاهرود و روستای مسیر آن با اسب طی میکردند و اما امروز با ماشین آن هم با جاده آسفالت ، باورم نمی نمیشد . چرا که این گردنه عجیب ، و غیر قابل تصور برای عبور خودرو بود . البته قبلا هم در ابتدای فعالیت راه سازی من چندین نوبت با خودروی لندرور این مسیر را با ترس و لرز پیموده بودم ولی امروز دیگر برای پیمودن  این راه نیاز به لندرور نیست با  خودرو سواری پراید و رنو هم میشه خود را به  شاهرود و طاش رساند . به قهوه خانه قزلوق رسیدیم  البته دیگر اثری از آن قهوه خانه قدیمی نبود . با یادآور ی خاطرات آن قهوه خانه در گذشته که از قهو چی آن گردو میخریدم مسیر را ادامه داده به محلی بنام سفالی قدم گذاشتم  . مکانی باز با چشم انداز فوق العاده زیبا و پوشیده از چمن سیز و مخمل گونه که انسان را به شگفتی وامیدارد ، از ماشین پیاده شدیم کمی استراحت نموده و ادامه طریق ، تا مسیر پیچ در پیچ سفالی را طی و به دیملو رسیدیم . دیملو مکانی بود که در گذشته های دور با داشتن امکانان خواب و پذیرایی برای مسافرین که با اسب از این مسیر برای رفتن به شهرستان شاهرود استفاده میکردند مناسب بود . چشمه زیبایی دارد با آبی گوارا ، این مکان را پشت سر گذاشته به سر علی آباد  وارد شدیم جایی که قدم به کوهستان را نوید میدهد ، وقتی در این جایگاه ایستاده ای دشت گرگان را در زیر پای خود میبینی منظره جالب و دیدنی را به نمایش میگذارد . واقعا که چه زیباست ، همه چیز در اینجا دیدنی و لذت بخش است  . سر علی اباد پایان گردنه قزالق است و  ابتدای یک مسیر هموار  ،  در ادامه به جایی رسیدیم که من وقتی کوچک بودم خاطره زیاد از آنجا دارم و آن مراتع سرسبز سر علی آباد و کاروان سرا ی شاه عباسی بنام رباط که در گذشته های بسیار دور مکانی امن و قابل اعتماد برای  مسافرین آن دوره بود ، و با امکانات بسیار خوب و قابل قبول ، خرابه های این مکان وسیع یادگار روزگاری از تمدن این مرزبوم است که جای تعمق و تفکر دارد و همچنین  یاد آور افرادی است  که همیشه سعی داشتن با کار و تلاش وسایل راحتی هموطنان خود را فراهم آورده  تا در راه سر بلندی و آبادانی کشورشان ثابت قدم باشند  . پدرم در این مکان یک واحد دامداری داشت که الان دیگر از آن خبری نیست و ما تابستانها همیشه به آنجا سری میزدیم و با  خاطره های بسیار خوب ساعاتی را سپری میکردیم . در کنار چشمه جنب رباط شا ه عباسی پیاده شدیم آبی به سر و صورت  زده و براه خود ادامه به روستای چهار باغ رسیدم . روستایی کوچک ولی زیبا که در تابستانها بسیار طرف دار  دارد و پذیرای مردمی خسته و گرمازده گرگان و دشت ، این روستا را پشت سر گذاشته با کمی فاصله حدود  ده کیلومتر به روستای اجدادییم شاهکو  قدم گذاشتیم .روستایی که در گذشته اسم و رسمی داشت و قطب دامپروی بود . با جمعیت نسبتا زیاد و نقش خوبی را در اقتصاد منطقه گرگان ایفا میکرد .در حال حاضر این مکان به لحاظ کمی اب و نبودن زمین کافی برای اسکان متروکه شده و مردم آن که اکثرا در شهرستان گرگان ساکن هستند . برای زندگی ییلاقی در تابستان روستای چهار باغ و در آسیاب را که ذکر آن گذشت تاسیس کردن وخانواده من نیز ضمن داربودن امکانات زندگی یلاقی در تابستان به آنجا سر میزدند . این روستا را هم پشت سر گذاشته به گردنه کوچک چالچالیان رسیدیم ،  پس از طی طریق و گذشتن از  منطقه ای بنام مرغزار خودرا در نزدیکی روستای طاش احساس کردیم روستایی فوق العاده زیبا با هوای پاک کوهستانی و مراتع سرسبز و چشمه سارهای فراوان و آبشار بلند میشی وقتی دست در آب صاف و زلال  جاری آن که  پرتاب شده از بلندای کوه شاهوار  است میگذاری سرمای آنرا را تحمل نخواهی کرد . واقعا خداوند چه آفریده است . اگر چشم های خود را خوب باز کنیم نمایی کوچکی از بهشت آن کریم بزرگوار را میشود  در جایجای این کره خاکی از جمله روستای طاش که با زیبایی های خیره کننده اش  چون درختان بلند بید  ، سفیدار  ، مزارعه  سرسبز گندم  ، جو  ، سیب زمینی  ،  و درختان میوه زرد آلو ، سیب ، هلو ، هوای پاک و چشمه سار های پر آب و خنک که با تنفس و نوشیدن آنها انگار خون را با تلنبه ای قوی به سر تا سر وجود انسان پمپاژ میکنند و ادمی حال و هوای دیگری پیدا کرده و اگر منصف باشد همانجا وضوع گرفته و در مقام شکرگزاری بدرگاه ایزد منان بر میآید. که برای استفاده بند ه گانش این همه نعمت را آفریده است  . در این روستا به مزرعه کوچک سیب زمینی مان که وسیله یکی از اهالی زحمت کش  آن کشت شده بود سری زده و با خوش و بش با کارگران مهربان و خنده رو و زحمت کش ساعتی را در کنار شان سپری نمودیم و  در اینجا بود به  قولی که بدوستم  داده بودم عمل و  از آنها بزرگواران خدا حافظ نموده و به طرف منزل مسکونی مرحوم پدر و مادرم که معمولا تابستانها را برای استراحت  در آنجا  سپری میگردند حرکت کردیم . قلبم به تلاتم افتاده بود ضربان آن بشدت افزایش یافت چرا که من و خانواده ام همه ساله یا هر وقت فرصت مناسبی پیدا میشد در تابستان به آنجا میرفتیم و در بدو ورود  آن بزرگواران با گرمی فراوان از ماه استقبال میکردند ولی امروز دیگر از آن گلهای معطر بهشتی و فرشته های آسمانی خبری نبود و فقط جای خالی آنهارا بشدت احساس میکردم و آن فضای غم آلود بغضم را فشرد و اشکانم را سرازیر کرد .   اما سعی کردم خودم را کنترل و از جاجای منزل روستایمان دیدن  و مرور خاطره های گذشته ، با کتری برقی که به همراه آورده بودم چای معطری ساختیم و سفره کوچکی را گستره و با خوردن غذا و نوشیدن چای خستگی راه را از تن بدر و   با گزراندن روزی زیبا و دلپذیر در نزدیکی های غروب تصمیم به بازگشت گرفتیم و با طی همان مسیر زیبایی که آمده بودیم به شهر گرگان مراجعت کردیم

لازم بذکر است هدف از نگاشتند این  یاداشت شناساندن گوشه ای از زیبایی های طبیعت ایران بزرگ بود که امیدوارم خوانندگان عزیز فرصتی پیدا کنند و از این مسیر زیبای جنگلی . همچنین روستاهای آن از جمله روستای طاش و شاهکو علیا دیدن کنند . یا به سایت اولین روستای ایران بزرگ که به شبکه جهانی اینترنت متصل شد یعنی روستای شاهکو آشنا شده و سری به وبسایت آن بزنند http://www.shahkooh.com

 

 آپلود عکس

  آپلود عکس

 

  آپلود عکس

 

 آپلود عکس

  آپلود عکس

 آپلود عکس

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

جرم دندانی مشکلی که باید جدی گرفت سه شنبه 1385/08/16 7:37 بعد از ظهر

جرم دندان

پژوهشگران دريافتند ميكروب هاي موجود در جرم دنداني ’ با راه يافتن به داخل ريه ها ميتوانند باعث بروز زات الريه  در سالمندان شوند  پس مراقب دندانهاي خود باشيد و با رياعت بهداشت دهان و دندان و مراجعه مرتب به دندان پزشك از جرم دنداني  هم جلوگيري نماييد تا گرفتار مشكلات دهان و دندان نشويد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

انار میوه ای مفید سه شنبه 1385/08/16 7:35 بعد از ظهر

انار

خوردن انار در كنار دانستن فوايد آن خالي از لطف نيست . اين ميوه سرشار از ويتامين هاست .خوردن دانه هاي انار بهتر از خوردن آب آن است . اين ميوه خون ساز بوده و براي همين توصيه ميگردد اول صبح و قبل از صبحانه  آنرا مصرف نماييد  ’ انار مقوي قلب ’ مفرح ’ دفع كننده چربي ’ رفع كننده سموم اغلب عفونت هاي داخلي است . رب و برگ انار در ضعف معده’ كمي اشتها ’ تهوع ’ ضعف عمومي بدن ’تصفيه خون خاصه در دختران جوان و رفع ميگرن بسار مفيد ميباشد . دانه هاي انار جنگلي (نار دان ) براي رفع اسهال فايده فراواني دارد . آب انار شيرين و شكر همراه با نشاسته براي درد سينه و سرفه توصصيه ميشود . انا ضد انگل ’ ضد اسهال ’ تقوييت كننده قلب ’ جمع كننده پوست  بوده  براي درمان خونريزي لثه ها ’ بواسير خوني و زخم معده فايده بخش است  پس خوردن انار را فراموش نكنيد

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ارزش غذایی و دارویی میوه خرما سه شنبه 1385/08/16 7:32 بعد از ظهر

خرما

خرما از ميوه هاي بسيار مفيد است كه متاسفانه در برنامه هاي غذايي ما بطور مرتب قرار ندارد .

 اين ميوه سر شار از انواع ويتامين از جمله  آ ’ ب ’ ث ’اي’و داراي فلزات معدني مثل فسفر ’ كلسيم ’ آهن ’ يد و منيزيم ميباشد كه هر كدام از اين مواد در سلامتي انسان نقش بسزايي دارد

خرما خون ساز است و براي افراد ضعيف المزاج بسيار مفيد ميباشد .

 اين ميوه به خاطر داشتن منيزم ضد سرطان بوده . براي شنوايي ’ بينايي ’ درك كمر ’ در مفاصل ’ سياتيك’ درمان سينه و ريه مفيد است .

 جوشانده خرما در شير سينه را نرم’ كليه ها را درمان ’و از التهاب و امراض عفوني و ريزش مو جلوگيري ميكند .

خرما اسيد اضافي معده را  خنثي ميكند براي سالمندان و كودكان بسيار سود مند است . البته نبايد در مصرف آن زياده روي كرد چون باعث امراض سودايي ’ گرفتگي كبد و طهال ’ افزايش فشار خون ’ جوش دهان و پوسيدگي دندانها ميشود پس خرما بخوريم اما كم ولي مداوم

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ارزش غذایی و دارویی گیاه سویا سه شنبه 1385/08/16 7:27 بعد از ظهر

سويا

سويا  دارا ي  اسيد هاي آمينه  فراوان است و با مصرف مدا وم سويا در وعده هاي غذايي ’ كلسترول خون  بويژه در مبتلايان به چربي خون ’ خطر بروز بيماري هاي قلبي عروقي نيز تا 50% كاهش پيدا ميكند و ويتامين هاي e و منيزيم ’ كلسيم ’قسفر ’ روي ً آهن ً قيبر ’ و اسيد هاي چرب امگا 3 از ديگر مواد مغذي در سويا است و اين ماده غذايي مفيد همچنين داراي مقادير قابل ملاحظه اي از آنتي اكسيدان هاست كه از بروز سرطان هاي هرموني مثل پستان ’تخمدان ’و  پروستات جلوگيري و همچنين به لحاظ دارا بودن هورمون هاي پروژسترون و استروژن  تا حدي ا ز بروز طاسي سر ميكاهد پس سويا بخوريد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ارزش غذایی و دارویی گیاه کلم سه شنبه 1385/08/16 7:26 بعد از ظهر

كلم

كلم يكي از سبزي هاي مفيد براي انسان است كه انواع گوناگون دارد و  سرشار از ويتامين ها و مواد معدني است خواص پزشكي آن بر كسي پوشيده نيست كلم بروكلي ضدر سرطان ميباشد و با مداومت در مصرف انواع كلم از شر  شوره سر در امان باشيد و كلم چون داري گوگرد فراوان است براي رشد ناخن ها و مو بسيار مفيد است پس مصرف انواع كلم و گل كلم را در برنامه غذايي خود فراموش نكنيد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ارزش غذایی گیاه گندم سه شنبه 1385/08/16 7:25 بعد از ظهر

گندم

گندم پر از املاح و ويتامين است توصيه ميشود كه از سوپ گندم كه شرشار از املاح  كلسيم ’ فلوئور ’ سيلس و  ويتامين هاي ’ ب ’ ب ’ پ پ است حتما استفاده كنيد پودر جوانه گندم يك مكمل غذايي پر ارزش و حاوی ويتامين هاي گروه b  و e  است بعنوان مجزه گر و  اكثير جواني  معرفي ميگردد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

حصرت محمد (ص) از تولد تا رحلت جمعه 1385/08/12 9:4 بعد از ظهر

 

ولادت

حضرت محمد صلي الله عليه و آله در سال عام الفيل (570 ميلادي) در

ماه ربيع الاول ديده به جهان گشود. مورخان و دانشمندان شيعي ولادت رسول

گرامي اسلام را در صبح جمعه روز هفدهم ربيع الاول و اکثر علماي اهل سنت

، دوازدهم همان ماه مي دانند .

 

 شجره‌نامه پيامبر

پدر بزرگوار رسول خدا عبدالله ،پسر عبدالمطلب ،و مادر ارجمندش آمنه

دختر وهب است. اجداد او عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصي بن کلاب

بن مره بن کعب بن لؤي بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزيمه

بن مدرکه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، همگي موحد و از

مردان نيک روزگار خويش بوده‌اند.

 

  سرپرست پيامبر

حضرت محمد صلي الله عليه و آله، هنوز به دنيا نيامده بود (يا در

گهواره بود) که پدرش در بازگشت از شام «سوريه» در مدينه درگذشت. از آن

پس سرپرستي کودک به عبدالمطلب، بزرگ خاندان قريش ،رسيد و او نيز کودک

را به دايه‌اي به نام حليمه از قبيله بني‌سعد سپرد.

 

حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم پنج سال در قبيله بني‌سعد نزد

حليمه بود و پس از آن به دامان خانواده خويش بازگشت. پس از مدتي، آمنه

براي زيارت قبر همسر خويش، عبدالله، و ديدار خويشاوندان راهي مدينه شد.

او در اين سفر فرزند خود را نيز همراه برد، يک ماه در شهر مدينه درنگ

کرد و هنگام بازگشت در محلي به نام« ابواء» از دنيا رفت.

 

عبدالمطلب پس از درگذشت آمنه، بيش از پيش از محمد محافظت مي‌کرد؛

هر گاه در کنار کعبه با سران قريش و پسران خويش مي‌نشست، همين که چشمش

به محمد مي افتاد او را در کنار خود مي‌نشاند و مي‌گفت:« به خدا سوگند،

او داراي منزلتي بزرگ خواهد بود.»

 

در هشتمين بهار زندگي حضرت محمد صلي الله عليه و آله، عبدالمطلب

نيز درگذشت و بنا به سفارش او ابوطالب سرپرستي حضرت وي را به عهده

گرفت.

ابوطالب که مردي با ايمان، موحد و نيز از شخصيت‌هاي برجسته قريش

بود، در نگهباني و دفاع از پيامبر از هيچ کوششي فرو گذار نکرد و در

سالي که محمد دوازده ساله شد، او را همراه خود به سفر ساليانه خود براي

تجارت به شام «سوريه» برد.

دراين سفر، کاروان قريش در مسير خود در محلي به نام بصري توقف

نمود. بحيرا، راهب مسيحي، که دراين مکان اقامت داشت، محمد را ديد وخبر

از آينده او و دين جهان‌گستر او داد.

 

 

دوران نوجواني

پيامبر صلي الله عليه و آله در بيست (يا پانزده ) سالگي همراه

عموهاي خود در چهارمين جنگ از جنگ‌هاي فجار شرکت کرد. اين نبرد بين

طايفه قريش و قبيله هوازن واقع شد. رسول خدا فرموده است: « من در اين

جنگ به عموهايم تير مي‌دادم تا آنان پرتاب کنند.»

 

پس از پايان نبرد فجار، پيماني به نام «حلف الفضول» بين طايفه‌هايي

از قريش بسته شد که بر اساس آن مي‌بايست براي ياري هر مظلومي در مکه و

باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسي ستم

رود. رسول خدا بيست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در اين پيمان

شرکت کرد و با قريشيان هم‌پيمان گرديد تا ياور ستمديدگان باشد.

 

آن حضرت سال‌ها پس از حلف الفضول (پس از بعثت و هجرت ) در زمان بسط

اسلام فرمود: « در سراي عبدالله بن جدعان در پيماني شرکت کردم که اگر

در اسلام هم به مانند آن دعوت مي‌شدم اجابت مي‌کردم و اسلام جز

استحکام، چيزي بر آن نيفزوده است. »

 

حضرت محمد در سن 35 سالگي با تدبير خود در نصب حجرالاسود (در

ماجراي تجديد بناي کعبه) مانع جنگ و نزاع بين طواپف قريش گرديد.

 

آوازه امانت‌داري و راست‌گفتاري محمد صلي الله عليه و آله باعث شد

تا خديجه، دختر خويلد، زن برجسته و ثروتمند قريش که براي تجارت، از

مردان ياري مي‌گرفت او را به همکاري دعوت نمايد و آن حضرت را در قالب

قراردادي براي تجارت عازم شام «سوريه» کند.

 

رسول اکرم پس از بازگشت، سود فراواني را که به دست آورده بود به

خديجه سپرد. خديجه که شيفته‌ي حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن

حضرت پيشنهاد ازدواج داد که مورد پذيرش او قرار گرفت. ازدواج رسول خدا

صلي الله عليه و آله با خديجه دو ماه و بيست و پنج روز پس از بازگشت او

از شام «سوريه» بوده است. سن خديجه را هنگام ازدواج با پيامبر از 25 تا

40 ، متفاوت، نقل کرده‌اند.

 

 

همسران و فرزندان

خديجه اولين همسر پيامبر صلي الله عليه و آله بود و تا زماني که

زنده بود رسول خدا همسر ديگري اختيار نکرد.

پيامبر از خديجه داراي سه پسر و چهار دختر شد: قاسم (که کنيه

پيامبر صلي الله عليه و آله به همين خاطر ابوالقاسم است)، عبدالله ،

طاهر، رقيه ، ام الکلثوم ، زينب و فاطمه سلام الله عليها .

 

پيامبر از ديگر همسران خود فرزندي نداشت جز از ماريه قبطيه که صاحب

پسري به نام ابراهيم گرديد.

 

 علي در دامن پيامبر

حضرت محمد براي کمک به عمويش، ابوطالب، که در تنگدستي قرار گرفته

بود، فرزند او علي را همراه برد و تحت سرپرستي خود قرار داد و عباس

،عموي پيامبر، هم فرزند ديگر ابوطالب، جعفر، را به همراه برد. آنگاه

رسول خدا فرمود: « من همان را برگزيدم که خدا اورا براي من برگزيده

است.»

 

 بعثت حضرت محمد صلي الله عليه و آله

پيامبر اکرم هر سال مدتي را در غار حرا به اعتکاف مي‌نشست. در اين

مدت که دور از مردم، تنها به عبادت خداوند مي پرداخت کسي جز علي عليه

السلام او را نمي‌ديد.

پس از پايان اعتکاف به مکه باز مي‌گشت، گرد خانه خدا طواف مي‌کرد و

سپس به خانه مي‌رفت.

محمد صلي الله عليه و آله در بامداد بيست و هفتم ماه رجب سيزده سال

قبل از هجرت، در غار حراء با نزول جبرئيل (فرشته وحي) و تلاوت آيات

ابتداي سوره علق از جانب خداوند به پيامبري مبعوث گرديد.پيامبر پس از

نزول وحي از حرا پاپين آمد و به سوي خانه خديجه رهسپار شد. اولين

بانويي که به محمد صلي الله عليه و آله ايمان آورد و رسالت او را تصديق

کرد همسرش خديجه و اولين مرد، علي عليه السلام بود؛ چنانکه خودش در نهج

البلاغه مي‌گويد:«

در آن زمان، اسلام درخانه‌اي نيامده بود مگر خانه‌ي رسول خدا و

خديجه، و من سوم ايشان بودم. نور وحي و رسالت را مي‌ديدم و بوي نبوّت

را استشمام مي کردم. . .»

ّ

 دعوت سرّي به اسلام

 پيامبر اسلام سه سال تمام به دعوت سري پرداخت و عده‌اي مخفيانه به

آيين اسلام گرويدند. برخي از اين افراد عبارتند از:

زيد بن حارثه، زبير بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابي وقاص،

طلحه بن عبيدالله، ابو عبيده جراح، ابو مسلمه، ارقم بن ابي الارقم،

خباب بن الارت، ابوبکر بن ابي قحافه.

 

 دعوت نزديکان خود به اسلام

پس از سه سال دعوت مخفيانه، از جانب خداوند، آيه « و انذر عشيرتک

الاقربين» (خويشاوندان نزديک خود را از عذاب الهي بترسان) ـ سوره

شعراء/ 214ـ بر آن حضرت نازل شد.

 

رسول خدا نزديکانش از خاندان عبدالمطلب را به منزلش خود دعوت نمود

و پس از پذيرايي از آنان، رسالت خود را اعلام فرمود ولي با انکار

ابولهب مواجه شد و همه متفرق شدند.

پيامبر بار ديگرآنها را گرد آورد و علي عليه السلام خوراکي برايشان

فراهم ساخت. آنگاه رسول خدا شروع به سخن نمود و آنان را به رسالت خويش

از طرف خدا آگاه ساخت و فرمود: «کداميک از شما در راه اسلام مرا کمک

مي‌دهد تا برادر من و وصي من و خليفه من در ميان شما باشد؟» هيچ کدام

سخن نگفتند جز علي عليه السلام که از همه کم‌سال‌تر بود. علي گفت: «يا

رسول الله! من تو را در اين کار ياري مي‌دهم.»

اين ماجرا تا سه بار تکرار شد.

سپس رسول خدا فرمود: « اين (علي عليه السلام)، برادر و وصي و خليفه

من در ميان شماست. پس از او بشنويد و فرمانش را پيروي کنيد. جمعيت به

پا خاستند و خنديدند و به ابوطالب گفتند: «تو را امر کرد که حرف پسرت

را گوش کني و او را اطاعت کني.»

از همين زمان بود که قريش، آشکارا به دشمني با رسول خدا پرداخت.

 

 دعوت همگاني

در مرحله دوم از دعوت پيامبر، فرمان وحي رسيد که:« فاصدع بما تؤمر

و اعرض عن المشرکين انا کفيناک المستهزئين.» (پس آنچه را بدان مأموري،

آشکار کن و از مشرکان دوري جوي که ما شرّ مسخره کنندگان را از تو برطرف

خواهيم کرد) ـ سوره حجر، آيه 94 - 95.

در پي اين فرمان پيامبر، رسالت خود و دعوت به اسلام را علني نمود.

مردم قريش او را مسخره کردند و مورد آزار و اذيّت قرار دادند.

به‌ويژه به اين دليل که وي به صراحت از بتان و آيين و روش‌هاي ضدانساني

آنان انتقاد مي‌کرد. ابوطالب در اين دوران علي‌رغم مخالفت‌ها و

دشمني‌هاي قريش ايستادگي کرد و از برادرزاده خود، محمد صلي الله عليه و

آله، نگاهباني نمود.

 

 هجرت به حبشه

 به‌تدريج نام رسول خدا و دين اسلام به اطراف مکه و نواحي گوناگون

عربستان کشيده مي‌شد. انتشار روزافزون اسلام، افکار قريش را پريشان کرد

و آنها را به فکر چاره انداخت تا از هر راه ممکن، اين نور مقدس را

خاموش کنند. بارها براي شکايت از پيامبر، نزد ابو طالب، بزرگ قريش،

آمدند و زبان به گله و تهديد گشودند؛ ليکن ابوطالب از حمايت پيامبر

قدمي عقب ننشست و لحظه اي از دفاع او فروگذار ننمود. بارها سعي کردند

پيامبر را با ثروت و قدرت تطميع کنند ولي ناکام ماندند. پس از اين

نااميدي، بر دشمني و آزار رسول خدا افزودند. به‌خصوص ياران آن حضرت

مانند بلال حبشي ، عمار ياسر و همسرش، عبدالله بن مسعود و .... را تحت

شديدترين شکنجه‌ها قرار دادند. اين فشارها چنان شدت گرفت که گروهي از

اصحاب به نزد پيامبر آمدند و درباره مهاجرت از مکه کسب تکليف کردند.

پيامبر فرمود:« اگر به حبشه سفر کنيد، بسيار براي شما سودمند خواهد

بود.» و و به اين ترتيب به تعدادي از ياران خود اجازه مهاجرت به حبشه

را صادر فرمود. آنها به سرپرستي جعفر بن ابيطالب در گروهي متشکل از

هشتاد و سه مرد و هيجده زن، رهسپار حبشه شدند.

 

قريش براي مقابله با پيامبر و مسلمانان از راههاي مختلفي وارد شد

که برخي از آنها و حوادث اين دوران عبارتند از:

اقدام جهت بازگرداندن مهاجرين از حبشه که با عدم موافقت پادشاه

حبشه با اخراج مهاجرين روبه‌رو شد.

 

مراجعت گروه اوليّه مهاجرين به سبب انتشار خبري دروغين

 

ورود گروه تحقيق مسيحيان حبشه به مکه

 

سفر گروهي از مشرکين به مدينه براي ملاقات با يهوديان

 

تهمت هاي ناروا به پيامبراسلام

 

انديشه مقابله با قرآن

 

تحريم شنيدن آيات قرآن

 

جلوگيري از اسلام آوردن افراد

 

و محاصره اقتصادي که در اثر آن پيامبر و مسلمان‌ها مجبور شدند از

مکه خارج شوند و مدت سه سال را در تنگناي شديد در درّه اي به‌نام شعب

ابوطالب بگذرانند.

 

اين ماجرا شش سال پس از بعثت رسول خدا در اولين شب ماه محرم سال

هفتم واقع شد. رسول خدا و همه بني هاشم و بني‌ مطلب سه سال ( تا نيمه

رجب سال دهم) در شعب ابي طالب گرفتار بودند.

 

 

مرگ خديجه و ابو طالب

در رمضان سال دهم بعثت (دو ماه پس از خروج بني هاشم از شعب و سه

سال پيش از هجرت)، ابوطالب و خديجه به فاصله سه روز از يکديگر از

دنيارفتند؛ ابتدا خديجه در سن 65 سالگي و سپس ابوطالب در سن هشتاد و

چند سالگي با مرگ خود، رسول خدا را داغدار کردند. آن دو در حجون مکه به

خاک سپرده شدند.

 

 دعوت از مردم طائف

سفر رسول خدا به طائف براي دعوت مردم به اسلام و واقعه معراج از

حوادث مهم اين دوران است.

 

حضرت محمد صلي الله عليه و آله پس از آن که از طرف خداوند مامور شد

دعوت خود را آشکار کند (در سال چهارم بعثت) ده سال پي در پي با قبائل

گوناگون عرب تماس گرفت و آنان را به دين اسلام دعوت کرد. به آنان مي

فرمود: «بگوئيد لا اله الا الله تا رستگار گرديد.» ولي آنان از پذيرش

دعوت پيامبر سر باز مي‌زدند.

 

مشرکان با آنکه معجزه‌هاي گوناگوني از پيامبر صلي الله عليه و آله

مشاهده مي‌کردند، باز او را ساحر مي‌خواندند و دعوت او را

نمي‌پذيرفتند. در سال يازدهم بعثت، شش تن از مردان قبيله خزرج از شهر

مدينه در ايام حج با پيامبر ديدار کردند. آنها در عقبه مني (دره اي در

پايين منطقه مني) با رسول خدا پيمان بستند و دين اسلام را پذيرفتند.

 

يک سال بعد، دوازده تن از مردم مدينه (پنج تن از آنان همان کساني

بودند که سال قبل اسلام آورده بودند و هفت تن از افراد جديد بودند) در

ايام حج در عقبه مني با پيامبر صلي الله عليه و آله بيعت کردند و هنگام

بازگشت، رسول خدا مصعب بن عمير را همراه آنان به مدينه فرستاد تا به هر

کس مسلمان مي‌شود، قرآن بياموزد و ديگر مردم مدينه را نيز به اسلام

دعوت کند؛ سران دو قبيله بزرگ اوس و خزرج و قبايل آنان و بسياري از اهل

مدينه در اثر تبليغات مصعب بن عمير و ديگر مسلمانان مدينه به اسلام

گرويدند.

 

 پيمان عقبه

در ذي الحجه سال سيزدهم بعثت، هفتاد و پنج تن از مسلمانان مدينه که

دو تن از آنان زن بودند، در موسم حج در مني با رسول خدا بيعت کردند. در

پي بازگشت آنها به مدينه، آيين اسلام گسترش بيشتري يافت و به جز چند تن

از بزرگان قوم که آنان نيز به‌تدريج به اسلام روي آوردند، بقيه مردم

مدينه مسلمان شدند.

 

قريش که از پيمان دو قبيله اوس و خزرج با رسول خدا صلي الله عليه و

آله آگاه شدند، هر روز فشار و آزار خويش را به مسلمانان بيشتر کردند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله براي رهايي آنان از ستم مشرکان، اجازه

هجرت را صادر فرمود و مسلمانان، گروه گروه به مدينه مهاجرت کردند.

 

 هجرت پيامبر به مدينه

کسي جز رسول خدا صلي الله عليه و آله و امام علي عليه السلام و

تعداد انگشت‌شماري از مسلمانان در مکه باقي نمانده بودند که سران قريش

تصميم نهايي را گرفتند. آنها در دارالندوه (مجلس شوراي مکه) گرد آمدند

و به پيشنهاد ابوجهل قرارشد از هر قبيله، جواني شجاع انتخاب شود و همگي

شبانه، دسته‌جمعي به خانه پيامبر هجوم ببرند و او را بکشند. اين فکر به

اتفاق آرا تصويب شد و قرار شد چون شب فرا برسد، آن افراد ماموريت خود

را انجام دهند.

در اين هنگام جبرئيل فرمان هجرت به مدينه را از جانب خداوند به آن

حضرت ابلاغ نمود.

 

آن شب (شب پنج شنبه اول ماه ربيع الاول سال چهاردهم بعثت)، علي

عليه السلام به جاي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در بستر

خوابيد.(خداوند درباره همين شب « ليله المبيت » و فداکاري امام علي آيه

207 سوره بقره را نازل کرده است.) با ناکام‌ماندن نقشه قريش، پيامبر

اکرم پس از سه روز توقف در غار ثور ، به مدينه هجرت نمود. وي روز

دوشنبه دوازدهم ربيع الاول، نزديک ظهر وارد منطقه قبا واقع در 6

کيلومتري مدينه شد و در مدت توقف خود (که مدتش را از 3 تا 23 روز نقل

کرده اند)، اولين مسجد اسلام « مسجد قبا » را بنا نهاد و پس از پيوستن

علي عليه السلام و بعضي افراد خانواده‌ا‌ش وارد مدينه شد. سپس

مسجدالنبي را بنا نهاد و پس از امضاء صلحنامه با يهوديان مدينه، بين

مسلمانان پيمان برادري منعقد نمود.

در سال دوم هجرت قبله مسلمانان از بيت المقدس به کعبه تغيير يافت.

در همين سال اولين نبرد مسلمانان با کفار به نام نبرد بدر اتفاق افتاد

که با پيروزي قاطع مسلمانان پايان يافت.

 

ازدواج امام علي عليه السلام با حضرت فاطمه،دختر پيامبر، از ديگر

وقايع سال دوم هجرت است .

 

 غزوه‌ها

قريش براي انتقام جنگ بدر دست به تهيه لشگر و تجهيزات زد که منجر

به جنگ ديگري به نام غزوه احد گرديد که با شهادت بسياري از مسمانان

خاتمه يافت.

 در همين سال بلافاصله پس از غزوه احد، حمراءالاسد واقع شد وسپس

غزوه ذي امر ، بحران ، سريه هاي محمد بن مسلمه و زيد بن حارث .

 

غزوه‌ها و سريه‌هاي سال دوم هجرت: غزوه بواط ، عثيده ، غزوه سفوان

*، بدر ، بني قينقاع ، سويق ، عبدالله بن جحش ، عمير بن عدي ، سالم بن

عمير .

 

نيمه ماه رمضان اين سال ولادت حضرت امام حسن عليه السلام است؛ در

اين سال سريه رجيع و سريه بئر معونه واقع شده که با توطئه کفار به

شهادت گروهي از مسلمانان منتهي شد.

 

غزوه بني نضير با يهوديان بني نضير که به خروج آنها از مدينه منتهي

شد و غزوه ذات الرقاع و غزوه بدر صغري و سريه ابو مسلم و سريه عمربن

اميه در سال چهارم هجرت واقع شد. در اين سال امام حسين عليه السلام

متولد شد، مادر علي عليه السلام، فاطمه بنت اسد ، وفات يافت و حکم حرمت

شراب نازل گشت.

 

در سال پنج هجرت، غزوه احزاب (خندق) و غزوه بني قريظه با يهوديان

بني قريظه و سريه ابوعبيده جراح واقع شد.

 

غزوه به جنگ هاپي گفته مي شود که پيامبر شخصا در اّن شرکت داشتند.

 

 سريه به لشگرهاپي گفته مي شود که اّن حضرت به فرماندهي ديگران به

نقاط مختلف گسيل مي داشتند.

 

 وقايع سال ششم هجرت

در اين سال غزوه ذي قرد وغزوه بني المصطلق و واقعه صلح حديبيه

اتفاق افتاد که طبق معاهده با کفار، مسلمانان مي‌توانستند سه روز در

سال به مناسک عمره در مکه بپردازند. رسول خدا صلي الله عليه و آله در

اين سال توسط سفيران متعدد، نامه‌هايي را براي دعوت به اسلام به سوي

فرمانروايان کشورهاي مختلف ارسال نمود:

دحيه بن خليفه کلبي را نزد قيصر پادشاه روم، عبدالله بن خدافه را

نزد خسرو پرويز پادشاه ايران و نيز سفيراني به يمامه ، بحرين ، شام،

مصر ، حبشه، يمن ، اردن و برخي مناطق ديگر فرستاد.

 

 حوادث سال هفتم هجرت

 در اين سال، جنگ مهمي با يهوديان منطقه خيبر در گرفت که به غزوه

خيبر معروف است و با رشادت‌هاي امام علي عليه السلام به پيروزي اسلام و

فتح دژها و قلعه‌هاي يهوديان منجر شد. جعفر بن ابي طالب نيز در همين

سال از حبشه بازگشت که موجب شادماني پيامبر گرديد .

 

در همين سال پيامبر به همراه مسلمين عازم عمره شد که به «عمره

القضا» (عمره قضا) معروف است؛ زيرا اين عمره، قضاي همان عمره است که

سال قبل در حديبيه به صلح انجاميد.

 

سريه‌هاي زير در اين سال واقع شده است: سريه تربه ، نجد، فدک، سريه

زبير بن قوام، غالب بن عبدالله، بشير بن سعد، ابن ابي العوجاء و

عبدالله بن حدرد .

 

 حوادث سال هشتم هجرت

از وقايع اين سال، نبرد موته به فرماندهي جعفر بن ابيطالب است و

سريه ذات السلاسل و مهمترين واقعه، فتح مکه و انهدام بت‌خانه‌‌ها است.

تا ماه شوال همين سال سريه هاي خالد بن سعيد به عرنه، هشام بن عاص به

يلمم ، غالب بن عبدالله به سوي بني محارب ، نميله بن عبدالله بر سر بني

ضمره ، خالد بن وليد و غميصاء نيز واقع شده است.

 

پس از فتح مکه، در بازگشت به سوي مدينه، غزوه حنين رخ داد که با

پيروزي مسلمين و به‌دست آوردن غنائم زياد پايان يافت. سپس رسول خدا

عازم طائف گرديد و پس از غزوه طائف براي انجام عمره وارد مکه شد. عتاب

بن اسيد را حاکم مکه کرد و معاذ بن جبل را به تعليم قرآن و احکام اسلام

به مکيان گماشت و آنگاه رهسپار مدينه گرديد.

 

سريه‌هاي غالب بن عبدالله کلبي به کديه و به فدک ، سريه کعب بن

عمير ، شجاع بن وهب ، قطبه بن عامر و سريه ابو قتاده انصاري در همين

سال واقع شده است.

 

در پايان اين سال، وفات زينب ،دختر بزرگ رسول خدا، و تولد پسرش

ابراهيم نيز به وقوع پيوست.

  

حوادث سال نهم هجرت

از حوادث اين سال غزوه مهم تبوک با روميان است که سي هزار نفر از

مسلمين در آن حضور داشتند که بدون جنگ خاتمه يافت.

 

در بازگشت از همين غزوه منافقين تصميم به قتل پيامبر گرفتند که

نقشه آنان با تدبير پيامبر خنثي گرديد. در اين سال، مسجد ضرار (مسجدي

که منافقين به عنوان پايگاه توطئه‌چيني‌هاي خود بنا کرده بودند) به امر

پيامبر تخريب شد.

 

همچنين به امر خداوند، پيامبر اکرم موظف به ابلاغ سوره برائت به

علي عليه السلام شد تا براي حجاج مکه تلاوت کند.

 

پس از غزوه تبوک با وجودي که مسلمانان با ارتش روم درگير نشدند،

سراسر عربستان مرعوب قدرت مسلمين شد. لذا مردم طائف پس از بيست روز

محاصره ، توسط عروه بني مسعود يکي از رؤساي خود اسلام را پذيرفتند.

 

سريه‌هاي عقيقه بن حصن ، ضحاک بن صفيان ، علقمه بن مجزّز و سريه

امام علي عليه السلام بر سر قبيله طي براي نابود ساختن بت‌خانه‌ي فلس

در اين سال واقع شده است.

 

 حوادث سال دهم هجرت

در اين سال، حضرت ابراهيم خليل الله عليه السلام فرزند 18 ماهه

رسول خدا صلي الله عليه و آله از ماريه قبطيه، از دنيا رفت .

 

واقعه مباهله با مسيحيان نجران نيز در همين سال پيش آمد.

مردم همدان، قبيله بزرگ يمن، نيز اسلام را پذيرفتند که زمينه ساز

اصلي پذيرش تدريجي اسلام در يمن گرديد.

 

همچنين در اين سال رسول خدا با اعلام قبلي عازم خانه خدا شد که

جمعيت بسياري از مسلمانان، اٌن حضرت را همراهي کردند .

 

رسول خدا پس از انجام حج، تعليم آن به‌عنوان مناسک هميشگي حج و

ايراد خطبه‌هاي متعدد به سوي مدينه رهسپار شد. ليکن در محدوده جهينه در

وادي غدير خم ، در مقابل همه حاجيان به معرفي حضرت علي عليه السلام به

عنوان جانشين پس از خود پرداخت و مردم را به بيعت با آن حضرت امر کرد.

آيه اکمال دين در همين روز نازل گرديد.

 

از وقايع اين سال، ادعاي پيامبري شخصي از يمامه بنام مسيلمه است که

طي نامه‌اي براي رسول خدا، ادعاي پيامبري خود را اعلام نمود و حضرت در

پاسخ کوتاه خود، او را مسيلمه کذاب و دروغگو ناميد.

 

 

سال يازدهم ـ رحلت پيامبر

با گسترش اسلام و احساس خطر روميان نسبت به سرزمين‌هاي زير سلطه

آنها شام «سوريه» و فلسطين،درصدد يورش به مسلمانان بر آمدند. رسول خدا

صلي الله عليه و اله فرمان جهاد عمومي صادر فرمود و دستور داد عموم

مردم به‌خصوص مهاجرين اوليه در لشگر حاضر باشند. سپس فرماندهي لشگر را

به جواني 20 ساله به‌نام اسامه فرزند زيد بن حارثه که در نبرد موته در

جنگ با روميان شهيد شده بود، سپرد.

در اين هنگام، پيامبر بيمار شد و گروهي به بهانه‌ي بيماري او، هر

روز حرکت لشگر اسامه را به تاخير مي انداختند تا اينکه پيامبر در حال

بيماري به مسجد آمد و از تاخير حرکت لشگر با خشم فراوان سخن گفت و

دوباره فرمان حرکت صادر کرد. در بستر بيماري خود مي فرمود:

«سپاه اسامه را روانه کنيد. خداوند تخلف‌کنندگان از حضور در لشگر

اسامه را لعنت کند.»

 

از آنجا که رسول خدا از نقشه‌ها و توطئه‌هاي منافقين آگاه بود و

آنها را پيش‌بيني مي‌نمود، در حالي که از بيماري خود رنج مي‌برد به

مسجد آمد و خطاب به مردم فرمود:« اي مردم! آتش فتنه برافروخته شده و

فتنه مانند پاره‌هاي شب تاريک ظهور کرده است.»

 

و همچنين مي‌فرمود: «من از ميان شما مي روم، ولي دو چيز ارزشمند در

ميان شما باقي مي گذارم: قرآن و عترت. تا وقتي به اين دو با هم تمسک

بجوييد، هرگز گمراه نمي‌شويد و اين دو هرگز از يکديگر جدا نمي‌شوند تا

هنگامي که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

  

وصيت مکتوب

پيامبر اکرم در بستر بيماري فرمود: براي من قلم و دواتي بياوريد تا

براي شما چيزي بنويسم که پس از من گمراه نشويد. ليکن بعضي از اصحاب با

مخالفت خود، مانع مکتوب‌شدن وصيت آن حضرت شدند.

 

ابن عباس پس از اين واقعه مي‌گريست و مي‌گفت: «بزرگترين مصيبت براي

اسلام اين بود که اختلاف اصحاب، مانع از آن شد که پيامبر وصيت مورد نظر

خود را بنويسد.»

 

 

رحلت

 

رسول خدا صلي الله عليه و آله در مدتي که در بستر بيماري بود،

سفارش‌هاي گوناگوني به مردم و اصحاب، به‌ويژه درباره‌ي دخترش فاطمه

عليهاسلام و موضوع جانشيني امام علي عليه السلام ‌فرمود. تا سرانجام

ظهر روز دو شنبه بيست و هشتم ماه صفر سال يازدهم در حالي که سر مبارکش

بر سينه علي عليه السلام بود از دنيا رفت.

پارچه اي يماني بر روي پيکر مبارکش کشيدند و چيزي نگذشت که خبر

درگذشت پيامبر در سرتاسر مدينه پيچيد .

 

علي عليه السلام طبق وصيت پيامبر که فرموده بود نزديک‌ترين کس به

من غسلم دهد، اٌن حضرت را غسل داد و کفن نمود. سپس ياران پيامبر

دسته‌دسته بر پيکر او نماز گزاردند. آن‌گاه در همان حجره‌اي که

در‌گذشته بود به دست امام علي عليه السلام به خاک سپرده شد.

 

 

سفوان ناحيه اي است در منطقه بدر و لذا نام ديگر غزوه بدر مي باشد

.

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

انتقال صدا در رایانه سه شنبه 1385/08/09 12:28 بعد از ظهر

Voip  چيست

واژه voip  از عبارت voice over ip  گرفته شده كه معناي لغوي آن   صدا بر روي پروتكل اينترنت (ip ) است در حقيقت به معني انتقال صدا از طريق شبكه اينترنت است . نمونه عملي كاربرد فناوري  voip كه اكثر شما با آن سر و كار داشته ايد’ كارتهاي تلفن اينترنتي است . در واقع بكمك  فناوري voip صداي شما از طريق گوشي تلفن يا گيرنده صداي متصل به كامپيوتر دريافت ميشود ’ در ابتدا ديجيتالي شده و در قالب بسته هاي اطلاعاتي آنا لوگ باز ميگردد بدين ترتيب بجاي آنكه صداي شما بصورت آنالوگ و از طريق ارتباطات معمول مخابراتي انتقال پيدا كند بصورت ديجيتال و از طريق شبكه اينترنت منتقل ميشود و از اين رو استفاده از voip هزينه كمتري نسبت به تماس هاي معمولي دارد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

بد سکتور در رایانه سه شنبه 1385/08/09 12:27 بعد از ظهر

در يك هارد ديسك بد سكتور چگونه بوجود ميآيد

سكتور  يكي از كوچكترين تقسيمات سطح هارد ديسك است

 ممكن است زما ني در اثر ضربه به رايانه در هنگاهي  كه سوزن (هد) هارد ديسك مشغول خواندن و يا نوشتن است ‏’ و يا شوك و نوسان الكتريكي ’ و يا حركت ناصحيح هد بعلت فرسوده شدن بازوي اجرايي آن در اثر كاركرد زياد ديسك  ’و همچنين از بين رفتن و يا ضعيف شدن خاصييت مغناطيسي بخشي از هارد مشكلي بنام بد سكتور در هارد ديسك بوجود آيد .

بد سكتور ها دو نوع هستند فيزيكي  ’ منطقي  متاسفانه بد سكتور هاي فيزيكي به هيچ عنوان قابل رفع نيستند شخص و يا نرم افزاري نميتواند چنين ادعايي را داشته باشد اما بد سكتور هاي منطقي قابل رفع هستند بنا بر اين در صورت مشاهده اين مشكل هر چه سريعتر به رفع بد سكتور ها اقدام نماييد .

براي رفع اين مشكل فرمت كردن يكي از اولين  اقدام است . فرمت كردن به منظور ايجاد شيار در روي ديسك سخت انجام ميشود. و دو نوع است  فرمت سطح بالا بمعني فرمت سطح منطقي ونرم افزاريست و با فرمان  format.com انجام ميشود كه وظيفه آن ايجاد شيار و سكتور ها بصورت منطقي  روي هارد ديسك ميباشد ’ سطح پايين  به معناي  فرمت سطح فيزيكي يعني ايجاد شيار و سكتور ها بصورت فيزيكي  هارد است اين نوع فرمت به دليل اينكه در سطح ديسك سخت انجام ميشود ممكن است ساعت ها طول بكشددر واقع تقسيم بندي سطح ديسك به منظور آدرس دهي مكانهاي مختلف و قانون مندي ذخيره سازي انجام ميشود

نوعي ديگر بد سكتور ممكن است در در بخش راه اندازي (سكتور صفر) و بخشهاي سيستمي باشد مشكلي بزرگتري است كه اينصورت توصيه ميشود بفكر تعويض هارد باشيد

براي تشخيص بد سكتور با فرمت كردن سطح بالا و استفاده از نرم افزار scandisk در ويندوز ميتوان آنها را تشحيص داد

 

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ادبيات دوشنبه 1385/08/08 8:8 قبل از ظهر

                              نميدانم

      نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد

      نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم

                    چه حواهد ساخت

      ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي

                            سازد

       گلويم سوتكي باشد به دست كودك گستاخ

                       و بازيگوش

       كه او يكريز و پي در پي دم گرم چموش را

           بفشارد و در آن بي هيچ فريادي

           و خواب حقته را آشفته تر سازد

       بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبار را

 

                          معلم شهيد دكتر شريعتي

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

نكته دوشنبه 1385/08/08 8:2 قبل از ظهر

                                          خداوندا

من در كلبه حقيرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري

من چون ترا دارم و تو مانند خود نداري

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

شعر دوشنبه 1385/08/08 7:55 قبل از ظهر

ايهاالناس ’جهان جاي تن آسايي نيست

                             مرد دانا به جهان داشتن ارزاني نيست

خفتگان را چه خبر زمزمه مرغ سحر

                                 حيوان را خبر از عالم انساني نيست

داروي تربيت از پير طريقت بستان

                                كه آدمي را بتر از علت ناداني نيست

روي اگر چند پري چهره و زيبا باشد

                                    نتوان ديد در آينه كه نوراني نيست

شب مردان خدا روز جهان افروز است

                        ر وشنان را به حقيقت شب ظلماني نيست

پنجه ديو به بازوي رياضت بشكن

                    كه اين به سر پنجگي ظاهر جسماني نيست

طاعت آن نيست كه بر خاك نهي پيشاني

                       صدق پيش آر كه اخلاص به پيشاني نيست

                                                            سعدی

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

دستاورد رمضان سه شنبه 1385/08/02 8:3 بعد از ظهر

میثا ق با خدا

روزهای ماه مبارک رمضان یکی پس دیگری سپری شد و این روزهای ملکوتی فرصتی مغتنمی بود برای خود سازی و تمرینی برای اصلاع ساختار شخصیتمان و زوددن غباری که در طول سال وجود مان را  در اثر وسوسه های شیاطین و حب دنیا آلوده کرده بود  و شفاف سازی دل و روحمان . واقعاٌ چه سخت است دلکندن از این ماه روحانی چرا که دلمان برای یک تصمیم جدی جهت آماده شدن و  ورود به مهمانی خداوند قادر متعال و زنگ ساعت شماته دار  که سر شب آن را برای بیدار شدن در وقت سحر تنظیم کرده و هوا  پاک  و دعای سحر که ر وح و جسمان را بازسازی میکند و همچنین برنامه خوب شیکه های مختلف رادیو و تلویزیون و با اجرای آگاهانه و توانمند مجریان  ورزیده آنها که حکایت های خوبی را از روایات و احادیث برای جانبخشی به برنامه و ایجاد آمادگی مخاطبین خود همراه با قراءت قرآن کریم و سخنرانی های استاتید فن ارائه میکردند و مقاومت جانانه مان در برابر هواهای نفسانی در طول روز که نکنه از راه گوش و چشم و زبان  در وجود مان رسوخ نموده و باعث شکسته شدن  اون تصمیم راسخ و غزت نفسمان شود و همچنین خواب بعد نماز ظهر با دهان روزه که خداوند نودید عبادت بودن آن را میدهد و تلاش مادر و یا خواهر و یا همسرمان برای تهیه  افطاری  خوش مزه  که معمولان تشکیل شده است انواع آش و یا سوپ و فرنی و نان گرم پنیر سبزی و  خرما و چای داغ ونزدیک شدن وقت اذان مغرب که  با پخش دعای ربنا و  ندای روحبخش ملکوتی اذان   با صدای گرم و بیاد موندنی  موذن  ورزیده و خوش صدا  کشورمان مرحوم  موذن زاده اربیلی که نوید شکست شیطان و پیروزی رحمان را میداد تنگ میشه . ولی چاره چیست چرخ دوار همواره در گردش است و هر لحظه اش نشان از گذشت عمر و نزدیک شده به خط پایان در این دوره از زندگیمان  یعنی دنیا فانی دارد پس بیاید در آخرین سحرگاه ماه  مبارک رمضان با خداوند کریم میثاق ببنبم که

 

  1. عبادت هابمان را به موقع و سر وقت انجام داده و وقتی که سر در سجده خدا داریم العفو العفو یادمان نرود چرا که ما هیشه در خطر شیطان و هوای نفس  هستیم
  2.  تقوا پیشه کنیم از سخن چینی و دروغ گویی و دوگانه گویی که در س شیطان و سرچشمه خیلی از گناهان است جدا پرهیز نماییم
  3. تصمیم بگیرم همیشه حق را بگوییم و یار مظلومین و دشمن سرسخت ظالمین باشیم
  4. در کمک به درمانده گان ٌ یتیمان و محرمین از هیچ کوششی دریغ نکیم و از آنچه خداوند رحمان روزیمان نموده و یا آنچه را که دوست داریم در حد توان به نیازمندان کمک کنیم
  5. در کسب معرفت و دانش کوشا باشیم و شعار زگواره تا گور دانشبجو را پیشه کنیم چرا که کسب علم همراه با معرفت خدا چراغ پرفروغی است برای ادامه طریق
  6. قرآن را فراموش نکیم و در زندگی روز مره مان برنامه ای برای تلاوت همراه با تفکر و یاری جستن از آن در جهت حل مشکلات مان داشته باشیم چرا که قرآن معجزه الهی و حلال همه مشکلات است
  7. سیره زندگی پیامبر خدا حضرت محمد (ص) و امامان معصوم (ع) را پیشه خود کنیم چرا که روش زندگی و هدف آن بزرگ واران همانند مشعل فروزانی است که در تاریکیهای زندگی را ه مان را روشن و منور میسازد تا به بیراهه نریم
  8. در پایان دست به دعا بر داریم و بگویم

خداوندا  چنان کن  سر انجام کار  که تو خوشنود باشی و ما  رستگار

 

                                                                   التماس دعا

                                   

 

                                               

                                          

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |