تبليغاتX
جوینده گان دانش
ابیاتی از حافظ دوشنبه 1388/02/28 7:17 بعد از ظهر

غلام نرگس مست تو تاجدارانند

خراب باده لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز

وگر نه عاشق و معشوق را ازدارانند

ز زیر زلف دو تا چون گذر کنی بنگر

که از یمین و یسارت چه سوگوارانند

گذر کن چون صبا بر بنفشه زار و ببین

که از تطاول زلف چه بی قرارانند

نصیب ماست بهشت ای خدا شناس بو

که مستحق کرامت گناهکارانند

نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس

که عندلیب تو از هر طرف هزارانند

تو دستگیر شو ای خضر بی خجسته که من

پیاده میروم و همرهان سوارانند

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه کان جا سیا ه کارانند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |