
السلام و علیک یا امام رضا
فرا رسیدن سالروز تولد امام هشتم آقا امام رضا(ع) را به عموم شعیان جهان بویژه هموطنان عزیزم در سراسر ایران اسلامی تبریک و تهنیت میگویم
سال نو مبارک
نوروز را میتوانیم روز نو یعنی یک روز دیگر نیز تعبیر نمود و ویژگی این روز این است که اولین روز یک سال جدید است و به همین خاطر همه بفکر تغییر می افتند از خانه تکانی گرفته تا تعیر لوازم ضروریی مناذل و البسه و تهیه لوازم هفت سین ، گل و میوه و شیرنی این ها به زندگی در پایان هر سال رونق میبخشد و تا حدودی غبار از زندگی میزداید اما غبار واقعی زمانی زدوده میشود که انسانها کلاه خود را قاضی نموده و به رفتار و کردار خود در طول سالی که گذشت بپردازند و با دقت و موشکافانه آنها را ارزیابی نموده و رفتاری بد و خوب خود را دسته بندی و بیندیشند که رفتاری های بد آنها ناشی از چه عواملی است و سعی کنند این عوامل را شناسایی از بین برده و در تمامی اعمال خود تغییر اساسی ایجاد نمایند بقول اهل فن در امور رایانه با دلیت رفتار های ناشایست که ناشی از ناملایمات در طول سال همجون ویروسی در وجود انسانها باعث تنش ،آذر و اذیت روحی و روانی گشته و ریست نمودن افکار خود با شروع سال جدید بنا را بر این بگذاریم که ما یک انسان هستیم باید با عقل و تدییر رفتار ، کردار ، گفتار و در یک جمله تمای اعمال خود را مدیریت نموده زمینه یک زندگی خوب تو ام با نشاط را فراهم و در کنار یکدیگر با به رسمیت شناختن تمامی حقوق انسانی و ایجاد نظم و انظباط شادی را به ارمقان بیاوریم .
عید سعید باستانی به تمامی ایرانیان عزیز و سربلند در سراسر گیتی مبارک باشد و امید است در پناه خداوند بزرگ و توجه آقا امام زمان (ع) سال جدید را با خوبی و خوشی و نشاط شروع نموده و صد سال زنده باشند و سالم زندگی نمایند
بنام الله که ارامش دهنده قلبهاست
همانطوری که میدانیذ پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) در آخرین سفر خود به مکه مکرمه (حجه الوداع) که برای بجای آوردن فریضه الهی حج در تاریخ دهم حجری انجام شد پس پایان اعمال حج و در بازگشت از این سفر معنوی در قدیر خم که نام محلي نزديك منطقة «جحفه» در عربستان بوده و در آن روزگار چشمهاي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي حاجيان شهرها و سرزمينهاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند دستور توقف کاروانها را صادر و همه جهت اجرای این دستور از حرکت باز ایستاده و بار از شتران برگرفته و منتظر ماندند که بدانند که خواسته پیامبر خدا چیست و چرا دستور توقف دادند وقتی که همه رسیدند رسول اکرم (ص) بر بلندای جایگاهی قرار گرفتند که از جهاز شتران ایجاد شده بود و یعد از حمد و ستایش خداوند کریم و بیان حديث ثقلين در میان سکوت مستمعین منتظر ، فرمودند که ماموریتشان رو به اتمام است و بزودی این جهان را ترک ازبین آنها خواهد رفت لذا برای تکمیل ماموریت بنا دستور خداوند کریم ( که در همان موقع وسیله جبرئيل که بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» سوره مائده، آيه 67 ) میایست جانشینی را برای خود تعیین نماید و آنحضرت در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار شان قرار داشت دست مبارک علی را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند) من کنت مولاه فهذا علی مولاه) «هر كس كه من ولی و سرپرست اویم علي نیز ولی و سرپرست اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: « که حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
و اما چرا علی (ع)
آیا علی چون داماد پیامبر خدا و مورد توجه آنحضرت بود به جانشینی انتخاب شدند یا اینکه وجود علی (ع) مستحق چنین انتخابی بود آنچه مسلم است در نزد پیامبر خدا اسلام از همه چیز مهمتر و ادامه را اسلام و مسلمین چیزی نیست که حضرت محمد مسائل خانوادگی و سیاسی را در این انتخاب دخالت دهد بلکه آن بزرگوار با دقت کافی و بدور از هر گونه موضوعات حاشیه ای دست به این انتخاب زدند
هر چند که سخن گفتن در این مورد و شخصیت وصف ناشدنی علی بن ابی طالب (ع) کار دشواری است و بخصوص از عهده امثال من که قلم حقیرانه ای هم دارد خارج بوده ، یقیناٌ این انتخاب یک انتخاب هوشمندانه و کاملا بجا ست چرا که علی (ع) هم از طرف مادر ( خانم فاطمه بنت اسد ) و هم از طرف پدر ( آقا حضرت ابوطالب ) که قبل از اسلام هم موحد بودند و از خاندان بزرگ هاشمی که یخاندانی خوشنام و وارسته در جزیره العرب هست میباشد و این بزرگوار تولدش در خانه کعبه اتفاق می افتد که خود یک نشانه است ، آنحضرت تا سن شش سالگی در دامان پدر با فضیلتی چون ابو طالب و بعد هم در خانه پیامبر خدا در چشمه خروشان علم و ادب ،محبت ، صفا و صمیت ، فضل و کرم و خداپرستی بزرگ میشود تا جایی که وقتی رسول خدا عهده دار مسئولیت پپامبری میگردد اولین کسی که به آنحضرت ایمان میاورد مولی علی (ع) بوده و نماز بجای می آورد و از ابتدای ظهور اسلام علی پابپای حضرت محمد (ص) عهدار مسولیت های فراوان میگردد ، در جنگهای بزرگ صدر اسلام علیه کفر که به قزوه معرف است پرچم دار سپاه اسلام ولشگر رسول خدا و خط شکن بوده و تا پای جان مبارزه و ایستاده گی مینماید و در اینخصوص هیچوقت رسول خدا را تنها نمی گذارد تا اینکه سپاهیان اسلام بر لشگر کفر پیروز میشود و را ه برای تسلط اسلام بر جزیره العرب هموار و پرچم الله بر بلندای خانه کعبه به اعتزاز در می آید . شخصبت علی فقط در میدان جنگ خلاصه نمیشود ایمان و بندگی آن بزرگوار به خداوند کریم و یکتا زبانزد خاص و عام است نقل میکنند که وقتی علی نماز میخواند آنچنان از خود بیخود میشد که اگر تیر از پایش خارج میکردند متوجه درد آن نمیشد علی (ع) مرد علم و تقوا بود و اولین کسی که قرآن را جمع آوری فرمود ایشان بود و نهج البلاغه سند جاویدان علم علی است و آنحضرت مر د کار و تلاش بود ه بطوری که در مدینه به حفر چاه آب و کاشتن در خت نخل میپرداختند و از این راه معاش خود را میگذرانند علی سر چشه معرفت و عدالت نیز بود بطوری که در زمان حکومت آن بزرگوار همه بندگان خدا از مسلمان و غیر مسلمان از نعمت عدالت علی برخورداربودند و اگر بخوایم از علی بگویم گفتنی زیاد و فقط به ابن بسنده میکنیم که علی بزگوار ،مرد ایمان و عبادت ،علم و حکمت ، شجاعت و هیبت ، صبر و حلم ،سخاوت و ایثار ،فصحاحت بلاغت ،عدالت و حقیقت خواهی بود انتخاب علی ادامه راه پیامبر خدا و آغاز امامت را در بر داشت تا جایی که مبیبینیم امام حسن (ع) دنیای از حلم و علم و سیاست و صبوری را دارا میباشد و امام حسین (ع) آنچنان با دلیری و شجاعت و از خود گشتگی نهال نوپای اسلام را آبیاری کردند که تا امروز ما به اسلام بزرگ و همچنین به مسلمان و شیعه بودن خود افتخار کنیم
عید غدیر بر همه جهانیان بخصوص مسلمانان مبارک باد
بنام ايزد يكتا
دورو و سلام به منجي عالم بشريت حضرت محمد (ص) و آل طا هرينش
سال نوع مبارک

در آستانه سال نو قرار داريم يكسال ديگر از عمر گران بها يمان گذشت،ايامي كه هرگز برگشتي ندارد، آنچه از ما باقي مي ماند كارهايي است كه اثرش را برجا گذاشتيم ،ٌ بد يا خوب،ٌ نتايجش را در طول زندگي باقي مانده خواهيم ديد . اميدوارم آنچه انجام ميدهيم فقط كار نيك باشد چرا كه بقول سعدي علي الرحمه كه فرمود سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند، به در گاه خداوند كريم و مهربان دعا ميكنم كه سال جديد براي همه مردم جهان بويژه هموطنان عزيزم سال حوبي باشد ، رنجها ،دردها ،گرفتاري هايشان به لطف ايزد منان برطرف و به بركت دعاي تحويل سال تحولي شگرف در تمامي احوال مان ايجاد و حال همه ما به بهترين حال تبديل گردد به مناسبت اين سال جديد تبريك صميمانه خودم را به همه انسان هاي روي زمين تقديم ميدارم و برای همه آرزوی موفقیت دارم
بنام خداوند جان و خرد
عید غدیر خم ،عید ولایت مولای متقیان علی (ع) و آغاز امامت را به همه مسلمان جهان تبریک و تهنیت میگوییم
انتخاب حضرت محمد سلام الله علیم از طرف خدا وند کریم به پیامبری یک نعمت بزرگ و یک هدیه از طرف آن خالق یکتا برای بندگانش بود که خورشید فروزانی را در زندگی جهت تشخیص راه درست از نادرست در پیش روی خود داشته باشند این افتخار بسیار بزرگی بود که حضرت محمد (س) پیامبر ما و ما از امت آن بزرگوار باشیم چرا که حضرت محمد (س) در زمانی که یک فرد عادی بیش نبود در بین مردم عصر خود به پاک دامنی ، امانت داری ، عادل بودن ، شجاعت ، راست گویی ، حلیم بودن زبان زد خاص عام بود بطوری که اگر مشکلی یا نزاعی بین مردم در میگرفت برای راه حل و قضاوت آن بحضرت رجوع میکردند یا اینکه اگر امانتی داشتن به آن بزرگوار میسپردند و یا اگر میخواستند که تجارتی داشته باشند حضرت محمد را در شراکت بر دیگران مقدم میدانستند خلق و خوی آن حضرت بگونه ای بود که دیگران را بسوی خود جلب میکرد از تقصیر افراد براحتی میگذشت و در را ه خدا هر آنچه را که داشت میداد . همه اینها مجموعه کوچکی از در یای بیکران شخصییت وجودی حضرت محمد ( س) بود که باعث شد خداوند کریم مسئولیت سنگین رسالت را به ایشان بسپارد و با واگذاری این مهم مطمعن بود که آنحضرت بنحو احسن توانایی انجام این مسولیت را دارد . الحق آن بزرگوارم هم با تامل سختی های فراوان و از خود گذشتگی زیاد بار این رسالت عظیم را بدوش کشید تا اینکه دین اسلام در سراسر دنیا شناخته شد و پیروان زیادی را به خود اختصاص داد و نا گفته نماند که در این راه پر مخاطره افراد زیادی با حضرت محمد (س) همکاری تنگاتنگ داشتند و از همه چیز خود گذشتند و پا به پای آنحضرت سختی ها فراونی را تامل نمودند و یکی از آن افراد آقا حضرت علی (ع) بود که شخصیتش بینظیر و بسیار نزدیک و شبیه حضرت محمد (س) بود بنا بر این وفتی که پیامبر بزرگوار اسلام (س) رسالت خود را بپایان رساند برای ادامه این مسئولیت سنگین میبایست فکری میکرد و شخصی را که توانایی ادامه را ه پر مخاطره رسالت را داشته باشد انتخاب و معرفی مینمود و این بود وفتی که آنحضرت در سال دهم هجری برای آخرین بار به مکه مکرمه مشرف شدند در را باز گشت در محلی بنام غدیر خم در جایی که مسلمان در آنجا منشعب میشوند تا بسوی دیار خود بروند همه را جمع و با صدای بلند بطوری که همه مطلع شودند دست حضرت علی (ع) را بلند و به همه نشان میدهد و میگوید که هر کس را که من مولای اویم از این پس علی نیز مولای او خواهد بود و با این کار آنحضرت را به جانشینی خود به مردم معرفی میکند . البته این انتخاب آنطوری که از ایه شریفه قرآن ( الیوم اکملت لکم دینکم) سوره مائده آیه 2 استنباط میشود انتخاب از طرف خدا بوده و خداوند کریم در این آیه شریفه و همچنین آیه ۶۷ سوره مائده (یا ایها الرسول ، بلغ ما انزل الیک من ربک ، و ان لم تفعل فما بلغت رسالته)بحضرت محمد (س)امر میکند که اگر این انتخاب انجام نپذیرد رسالتش نا تمام میماند و با این انتخاب حضرت محمد (س) رسالت خود را تکمیل و امامت و ولایت مولا علی (ع) شکل میگیرد و ما شیعیان امروز با افتخار خود را ره روی آن بزرگوار میدانیم و امیدوارم با انجام اعمال صالح بتوانیم باعث افتخار و حافظ آبروی مولایمان و همچنین الگوی مسلمان جهان باشیم . و به همین خاطر این روز را یکی از اعیاد بزرگ اسلامی دانسته و با جشن و سرور این واقع عظیم را گرامی میداریم و خالصانه تبریکات و ارادت خودمان را به همه مردم جهان بخصوص مسلمان و شعیان اعلام میداریم
بنام الله
سیزدهم ماه رجب سالروز تولد مولود کعبه حضرت علی (ع) و روز پدر را
گرامی میداریم

ماه رجب ماه عنایت ویژ ه خداوند متعال به مخلوغاتش میبا شد و اوج این عنایت تولد مولود کعبه شاهکار خلقت خداوندی حضرت علی بن ابیطالب است که خانه کعبه را به یمن تولدش نورانیتر گردانید . مردی آفریده شد تا وجودش برای همه انسانها در تمام دوران حیات بشری الگو و راهنما باشد سخن گفتن در باره آقا امیر المومنین (ع)بسیار سخت است چرا که با کدامین کلمات میشود عدل علی ، شجاعت علی ، شهامت علی ، علم و حلم علی ، و از خود گذشتگی علی را بیان نمود . اگر از مسلمان شدنش که دومین فرد بعد از حضرت محمد (ص) بود ، و همراهی و جانبازی آنحضرت در کنار پیامبر خدا و تحکیم اسلام عزیز و گشرتش آن در سراسر گیتی بگذریم و فقط حکومت چهار سال و اندی آنحضرت را از نظر بگذرانیم خواهیم فهمید که علی هم مظلوم بود چرا که با خبیث ترین موجود زمان یعنی معاویه نیرنگ باز و مکار که مکر و حلیه و کینه را از پدر خبیث تر از خودش ابو صوفیان به ارث برده و دستیاران شیطان صفتی چون عمر و عاص را در اختیار داشت مواجه بود ، هم عالم بود چرا که نهج البلاغه را به یادگار گذاشت و قرآن را با خط خویش نگاشت و جمع آوری و به آن عمل نمود ، هم شجاع بود چون علاوه بر شرکت در جنگهای که پیامبر در آنشرکت داشت و قزوه نام گرفت علی پرچم دار و پیشتاز بود و بر سر دشمنان اسلام و مسلمین با شمشیر معروفش کاری ترین ضربات را وارد میکرد و هم در جنگ های صفین ، نهروان و ... ، که در چند جبهه یعنی با دسیسه های شیطانی معاویه و هم با خیانت یاران خود که ذر خرید معاویه شده بودند و هم با دنیا پرستان بی خیال میجنگید ، هم عادل بود چون همه را به یک چشم نگاه میکرد برای او در برخوردای از عدل خویش مسلمان و غیر مسلمان دوست و دشمن برادر و فرزند و غیره فرقی نمی کرد و همه ما عکس العمل علی (ع) را در برابر درخواست برادرش عقیل که سهم بیشتری از بیت المال میخواست و علی (ع) آهن گداخته را به دست او نزدیک کرد بارها خواندیم و شنیدیم . علی (ع) و فرزندان بزرگوارش ضمن اینکه شب ها را تاصبح به گرسنگان و بینوایان سر میزدند و به آنان آذوقه میرساند و در طول روز نیز با تمام توان سعی میکردند بین مردم به عدل و انصاف به قضاوت بنششیند و مشکلات آنان را حل نمایند و با کار و تلاش خود در مزرعه و حفر چاه و قنات و درخت کاری به مردم و حاکمان میفهماندن که حکومت فقط در دارالعماره و دور از مردم زندگی کردن نیست بلکه باید در بین مردم و برای مردم و دور از تشریفات و تبلیغات و تکبر غرور کار و تلاش کرد و راه را برای رسیدن به سر منزل مقصود هموار ساخت و راه علی (ع) اسلام است که امروز پیروان آنحضرت بخصوص شیعیان او به آن افتخار میکنند و با صدای بلند فریاد میزند یا علی و من نیز میگویم یا علی ، یا علی ، یا علی دوست دارم و به تو افتخار میکنم و تولدت را گرامی میدارم و به خود میبالم که این روز عزیز بعنوان روز پدر نام گذاری شد چرا که پدران هم مظلومند و هم نان آورند و هم یاری دهنده و حامی در برابر مشکلات سنگ زیرین آسیابند و مثل کوه استوار و خانوادها در پنهای این استواری به آرامش رسیده و زندگی سرشار از سازندگی را دنبال میکنند براستی که پدر یک نعمت الهی است من و بعنوان یک پدر سر در برابر عظمت علی (ع) فرود میاورم و روز همه پدر را گرمی میدارم
بنام الله که خالق یکتاست
سالروزتولدحضرت زهرا (س) و روز مادر گرامی باد
مادر
مادر کلمه ای بظاهرساده اما بسیار پیچیده ، چرا که تداعی کننده شخصیتی است بس بزرگ، معنای آن را در کدامین فرهنگ لغت میتوان یافت که گویای چنین شخصیتی باشد . چه صفتی برایش متصور باشد که آن وجود مقدس را توصیف کند . زیرا وقتی هنوز وجود نداشتم رویای وجود م در ذهن او نقش بست. در فکر خود ، من را موجودی برتر از همه تصورمیکرد . دلش میخواست بهترین باشم. وقتی اولین نشانه های وجودم جوانه زد من را در عمق وجود خود پذیرفت و برایمان محیطی امن فراهم کرد . از همان موقع بود که همه چیز و همه دنیای خود را وقفم نمود . غذا میخورد برای ایکنه گرسنه نباشم ، استراحت میکرد تا اینکه آرامش داشته باشم ، با وجود همه مشکلاتش غصه نمیخورد تا من آسیب نبینم، شاد میشد برای اینکه شادی را احساس کنم ، بیماری ها را تامل و در حد امکان دارو مصرف نمیکرد ، نکند که عوارض جانبی دارو بر من اثر منفی گذاشته و برایم خوب نباشد ، تمام برنامه هایش را طوری تنظیم میکرد که بهترین بهره را در دوران جنینی از وجودش کسب کنم ، و نه ماه تمام همه وجود م را در تمام وجود ش حس و بار سنگینم را تامل و روز شماری مینمود تا روز موعود برسد و بتواند رخسارم را دیده و در آغوشش جایم دهد ، بله ، آن روز فرا رسید و قرار شد بیاییم ، و او برای آمدنم همه احتیاجاتم را فراهم کرد . و با تامل درد و رنج فراوان ورودم را به این دنیای خاکی میسر ساخت . و من آمدم ، اما کی بودم ، موجودی ضعیف ،نحیف وامانده ، هیچ نبودم ، ولی مادرمرا در آغوش گرم خود گرم و با اولین بوسه اش بر گونه هایم الفبای محبت کردن به دیگران را آموخت ، من نیز در آغوشش آرام گرفتم . با شیره جانش تغذیه و روزها را یکی پس دیگری سپری میکردم . با تمام قدرت حمایتم میکرد ، منی که اگر یک مگس روی صورتم می نشست ، توان دور کردن آن را نداشتم . آنقدر ضعیف و ناتوان بودم که فقط میتوانستم گریه کنم . ولی با اولین شیون ، مادر بود و بدادم میرسید . تمام احتیاجات مرا متوجه میشد و با تمام وجودش در برآورده کردن آنها میکوشید . با لبخندم میخندید، با گریه ام غصه دار و با شادی من مسرور میگشت . وقتی من شبها خوابم نمیبرد و دوست داشتم در نیمه های شب با کسی بازی کنم ، یا اینکه بیمار بودم و احتیاج به تیمار، با داد و فریاد به همه میفهماندم من چه میخوام ، مادر بود، با اولین صدای من از خواب ناز که خیلی هم برایش لازم بود چون در تمام روز وقتش را مسئولیتهایش گرفته و همچنینین تمام توانش را ،اما بیدرنگ از خواب میپرید و من را در آغوش گرمش می فشرد یا شیرم میداد یا کاری دیگر، آنقدردر کنار تختم بیدار میماند تا خسته شوم و بعد هم با لالایی و قصه های او بخواب دوباره فرو روم . بله مادر دیگر هیچ چیز را برای خود نمیخواست بلکه همه چیز را برای من طلب میکرد ، نمتوانستم حرف بزنم تا بگویم که چی میخوام مادر با آرامش و صبر و حوصله زیاد سعی میکرد کلمات را به من یاد بدهد تا جایی که حرف زدن آموختم اینجاست که باید گفت مادر اولین معلم من بود . نمیتوانستم راه بروم اما او دستم میگرفت و پابه پا میبرد تا اینکه شیوه راه رفتن را آموختم . روز بروز بزرگتر میشدم . خواسته ها،احتیاجات و مشکلاتم رو به افزایش بود اما او قبل از اینکه من متوجه شوم همه را درک ونیاز هایم را برآورده میکرد. سعی میکرد بهترین لباس ها و اسباب بازی ها را در حد توانش برایم تهیه نمایدتا من خوب بپوشم و خوب سرگرم باشم . وقتی به سن مدرسه رسیدم او بود که همه امکانات را برایم فراهم نمود و من را به موقع در دبستان ثبت نام کرد تا راه علم آموزی را طی کنم و بعد هم در اولین روز مدرسه ساعت ها در حیاط آن و از دور مراقبم بود که نکند بلایی بسرم بیاد و با بی صبری منتظرم بود تا در آغوشم گیرد و اولین روز فعالیت آموزشی را که یک موفقیت بحساب می آید تبریک گفته و با محبت بیدریغش راه را برای موفقیت های آینده ام هموارسازد. من روز بروز بزرگتر میشدم و نمیفهمیدم بهای قد کشیدنم را چه کسی میپردازد تا اینکه مراحل ابتدایی مدرسه را پشت سر گذاشته و به سن نوجوانی و جوانی نزدیک میشدم . گذشت زمان از من جوانی برومند ساخت اما قافل از اینکه بر مادرم چه میگذشت یک روز که به خود آمدم دیدم که دارم این دوره را پشت سر میگذارم ، اما وقتی به چهره مادر نگاه کردم متوجه شدم چهره او انگار آن درخشش سابقش را ندارد . خط هایی در پیشانی اش نمودار وچشمشایش گود افتاده و دست هایش لطافت گذشته را از دست داده ، کمی بخود آمدم ، مثل اینکه کسی به من نهیب زد و گفت ، ای جوان ، که امروز مثل یک سرو تناور ایستاده ای ، بدان این جوانی را بقیمت چین های صورت مادرت و گودی چشمهای او و همچنین از دست دادن تمام آنچه را که تو امروز داری و او در سالهای نه چندان دور داشت بدست آوردی ، پس بهوش باش که قدر این قامت رشید را که بهای سنگینی برای آن پرداخت شده بدانی و آنرا بیهوده تلف نکنی . و از مادرت هم تشکر کنی هر چند که مادران برای چنین کاری این همه زحمت نکشیده اند اما وظیفه ما چیست . یادمان باشد که قدر محبتهای بیدریغ آنها را بدانیم هیچوقت تنهایشان نگذاریم و توجه داشته باشیم که بهشت زیر پای مادران است
به تمام مادران عا لم
بویزه مادران شیر زن ایران زمین
بخصوص مادر خوبم که دیگر در بین ما نیست
دوستت دارم مادر و در فراغت میسوزم
بنام خداوند رحمان
اسلام و علیک یا فاطمه زهرا (س)
شهادت جانگداز صدیقه کبرا حضرت فاطمه زهرا (س) را به عموم مسلمانان بویژه شیعیان سراسر دنیا و مردم مسلمان کشورمان ایران عزیز تسلیت میگویم
ا
بسم الله الرحمن الرحیم
بمناسبت روز معلم
سالهاست که از رفتنم به مدرسه میگذرد ، ولی خاطراتش برای همیشه در ذهنم باقی مانده ، هر وقت که آنها را مرور میکنم آرامش خاصی را در تمام وجودم احساس میکنم چرا که بیاد اولین روز رفتن به مدرسه ام می افتم روزی که خانواده ام مرا در دبستان ثبت نام کرد ه ان روز همه بچه ها با لباسهای تمیز و با یک پارچه سفید رنگ که بر پشت یقه کتشان دوخته بود با یک نظم خاصی بصف ایستاده و من نیز در جمع آنها منتظر بودم ، یک وقت دیدم صدای هم همه بچه ها به یک سکوت تبدیل شد . دیگر از هیچکس صدایی شنیده نمیشد همه منظم و مرتب ایستاده بودند، نفس ها در سینه حبث شده بود، ناگهان صدای یکی از شاگردان که قدش از همه بلندتر بود و در پایه بالاتر نیز درس میخواند و در آن لحظه مسئولیت مراسم صبگاهی را داشت بلند شد و ورود معلم را اعلام کرد . من نیز با انسانی روبرو شدم که با یک لباس تمیز و سر و وضع کاملا مرتب و با یک وقار خاص که شایسه یک معلم است از انتهای راهرو به طرف صف های که در جلو ی آن تشکیل شده می آید و هر لحظه نزدیکتر میشد سکوت عجیب بچه ها نشان میداد که او چه کسی است و من فکر میکردم با این همه سکوت او باید انسانی خشن و شاید غیر قابل تامل باشد ، اما وقتی در پشت تریبون قرار گرفت با سلامی و لبخندی که نثار بچه ها نمود ترس همه کلاس اولی ها ریخت و من نیز آرام شدم ولی بعد ها فهمیم که آن سکوت و آن همه نظم ناشی از خشونت یک فرد نبود بلکه نشانه محبت ، دلسوزی و قداستی است که این شغل مقدس به انسانی هدیه کرده که بار سنگینش را بدوش میکشد . و معلم با تمام وجوش سعی میکند آنچه را که آموخته به شاگردانش منتقل نماید و این آموخته ها فقظ خواندن و نوشتن نیست بلکه هر آنچه را که انسان برای ادامه زندگی اش به آن نیاز مند میباشد است .تلاش و کوشش ، صداقت ، صمیمیت ، اعتماد بنفس ، مبارزه با سختی ها ، تصمیم گیری در شرایط سخت و از همه مهمتر احترام ،محبت ،احسان به دیگران و گذشت و فداکاری از چیری هایی است که یک معلم دلسوز به شاگردانش آموزش میدهد و اینها همه یعنی درس زندگی شاید بخاطر همین است که معلم برای همه ما همسنگ پدر و مادر مان است و همه ما آنها را بشدت دوست میداریم و هیچوقت آنها را فراموش نمیکنیم و بعداز گذشت این همه سال وقتی آنهارا در کوچه و خیابان و یا هر مکان دیگر که میبینم خودمان را جمع و جور میکنیم همان میشویم که انگار هنوز روز اول مدرسه است و ما در صف انتظار آن وجود مهربان هستیم . معلمین عزیز دستان را با گرمی می فشریم و زحمات بی دریغتان را هر گز فراموش نمیکنیم و دوستتان داریم روزتان را هم گرامی میداریم

بنام خدا
تولد پربرکت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و فرزند بزرگوارش آقا امام جعفر صادق (ع) را به تمام مسلمان جهان بویژه شیعیان ومردم مبارز ایران تبریک میگویم

یا مقلب القلوب و الا بصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الا حوال
حول حالنا الی احسن الحال

سال 1385 را با بهمراه همه زیبایی ها و ناکامی هایش پشت سر گذاشتیم ساعت 3 و 37 دقیقه و 26 ثانیه روز چهار شنبه وارد سال 1386 خواهیم شد
و در چنین موقعی نوروز دیگر را تجربه میکنیم نوروزی را که ما ایرانیان دوستش میدارم و آنرا با شکوه هر چه تمامتر جشن میگریم من نیز این روز بیاد ماندنی را به تمام هموطنان عزیزم تبریک و تهنیت میگویم و آرزو ی سال خوب و شر شار از بهروزی را برای همنوعان خود بخصوص تمام کسانی که لطف دارند و از وبلاگ من دیدن میکنند و با نظرات محبت آمیز شان این حقیر را راهنمایی و ارشاد مینمایند دارم
عیدتان مبارک
رحلت جانگداز حضرت پیامبر خاتم محمد مصطفی (ص) و شهادت سبط آن رسول گرامی حضرت امام حسن مجتبی امام اول شیعیان (ع)و شهادت مظلومانه امام هشتم آقا امام ضا (ع) را به تمام مسلمان جهان بویژه شیعیان و همچنین به آقا امام زمان (ع) تسیلیت میگوییم
بنام خداوند بزرگ مهربان
السلام عليك يا باب الحوايج ابوالفضل العباس عليه اسلام
اي ياور حسين (ع)
ما را درياب

بنام خدا
انسان ها از بدو تولد فطرتاٌ گرایش به خداوند متعال دارند و لی چون سرشت آفرینش آنها دو گانه مادی،و روحانی میباشد و مادییت گاهی آدمی را بسوی غیر خدا منحرف میکند و داستان حضرت آدم علیه اسلام نیز گویای این موضوع میباشد و خداوند کریم هم انسانها را بخاطر عقلی که عنایت فرمود مختار قرار داد که خود بیندیشند و انتخاب نمایند و برای کمک به آنها و همچنین انتخاب را ه درست از نادرست انبیا و اولیای خود را مامور نمود تا انسا ن را به راه راست که همان عبودیت و یکتا پرستی میباشد راهنمایی کنند در این راستا فرستادگان خدا از حضرت ابراهیم (س) گرفته تا پیامبر خاتم اسلام حضرت محمد سلام الله علیه همگی کوشش فراوان نمودند تا با امر به معروف و نهی از منکر و به استناد از کتاب خداوند متعادل با ظلم و جور و بی عدالتی و انحراف ار راه حق مبارزه و انسانها را به سر منزل مقصود رهنمودباشند و بعد از انبیای الهی نیز امامان معصوم که برگزیده خداوند متعال میباشند این وظیفه خطیر و پر مخاطره را نیز بعهده گرفتنند که نمونه عالی این ماموریت را در حکومت کوتاه حضرت علی علیم السلام و همچنین امام حسن (ع) که یک مشکل خاص که در زمان حضرت علی هم وجود داشت مثل ( قدرت سیاسی و توام با نیرنگ معاویه و یاران مکارش و ضعف و نادانی و عدم تشخیص مردم و خیانت اطرافیان امام ) را هم به همراه داشت و بعد هم امام حسین علیم اسلام میتوان دید راهی را که این امامان معصوم برای انجام این ماموریت برگزیدن که در نهایت منجر به شهادت آن بزرگوارن شد همگی چراغ روشنی برای هدایت بنده گانه خداوند متعال است و جانبازی همه آن عزیزان بویژه آقا امام حسین که با تمام قدرت و با فدا کردن تمامی یاران مخلصش از جمله فرزندان و برادران و خواهر زادگان و برادر زاده و دیگر یاران وفا دارش در روز عاشورا همگی برای نجات انسانها از گمراهی بود و خورشیید فروزانی است که باید همیشه تاریح بدرخشد تا اسلام و را خدا زنده و جاوید باشد و بندگان خدا بسوی حق رهنمود شوند پس با تمام قوا این ایام را تداوم می بخشیم و همیشه تاریخ با نام و یاد و راه امام حسین (ع) و یاران وفادارش سعی میکنیم با هر ظالمی مبارزه کنیم
اسلام و علیک یا امام حسین
در آستانه ماه محرم الحرام هستیم ماهی که متعلق است به سرور و مولایمان آقا امام حسین علیه اسلام البته قصد ندارم مطلبی در رابطه به آقا امام حسین (ع) بنویسم چرا که نوشتن در خصوص مردان و زنان بزرگ بخصوص معصومین علیه اسلام نیاز به قلمی توانا و تحقیق و پژوهش و توانایی خاصی دارد که حقیر چنین بظاعتی را ندارم و توصیه میکنم علاقمندان به آقا امام حسین (ع) به منابعی متنوع از اهل فن از جمله کتاب زندگانی آمام حسین (ع) نوشته دانشمند فرزانه زین العابدین رهنما و همچنین کتاب امام حسین و ایران نوشته مستشرق آلمانی کورت فریشلر با ترجمه خوب آقای ذبیح الله منصوری نویسنده و مترجم زبردست کشورمان مراجعه و با مطالعه این منابع از دریای وجود آقا امام حسین علیه اسلام و یارانش و همچنین راه و روش آنحضرت بهره بگیرند تا در زندگی شرمشقی موفق داشته باشند اما چیزی که این حقیر یادآور میشوم این است که در این ماه عزیز همه عاشقان اهل بیت (ع) و بویژه شیعیان دلسوخته آنحضرت لباس سیاه میپوشند و با آماده نمودن مساجد و تکایا و اماکن مذهبی و براه انداختن دسته های سوگواری یاد آن امام همام را گرامی میدارند ولی یادمان باشد که ما برای چه کسی و کسانی داریم عزادارای میکنم باید بدانیم که ما برای آقا امام حسین (ع) و یاران با وفایش که همگی در مکتب اهل بیت (ع) درس شهادت آموخته بودند عزا دارای میکنیم لذا جا دارد به عمق مسئله کاملا فکر کنیم بدانم که امام حسین (ع) فرزند آقا امیر مومنان علی (ع) و خانم فاطمه زهرا (س) و نوه جد بزرگوارش حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی پیامبر بزرگ اسلام (س) و همچنین یک امام همام است پس باید بکوشیم خوب فکر کنیم و در حرکات و رفتارمان تجدید نظر نماییم و از خرافات دوری و اگر لباس سیا ه میپوشیم لباسی اراسته باشد اگر سینه زنی و یا نوحه سرایی میکنم باید در اشعارمان توجه کنیم و از اشعاری استفاده کنیم که یاد آور حماسه سرایی آقا امام حسین (ع) و در حد آن بزرگوار باشد نظم و انظباط را در دستجات سینه زنی رعایت نماییم و احترم به بزرگترها را از یاد نبریم از بکار برده آلات و وسایلی که هیچ سنخیتی با این ماه با عظمت ندارد بپرهیزیم و چرا که دنیا امروز دنیا سابق نیست تمامی رفتار و کردارمان زیر ذره بین دشمنان آقا امام حسین (ع) و راه آن بزرگوار است ما باید یاد بگیریم که چگونه رفتار کنیم که دشمنان نتوانند از ما نقطه ضعفی بگیرند پس بیاید آنگونه رفتار کنیم و آنطور عزا داری نماییم که شایسته مولایمان آقا امام حسین (ع) و یاران با وفایش باشد به امید روزی که در این دنیا هیچ ظلمی و هیچ ظالمی نباشد و پرچم اسلام بدست اقا امام زمان بر سرتاسر این کره خاکی به احتزاز در اید
عید قربان یا آور یک تفکر، تفکری که به انسانیت جهت داد . هزاران سال پیش در سرزمین حجاز فردی خرافی پرست و جبار و ستمگر که نمرود نام داشت بر انسانی هایی مثل خود که خرافه پرستی را پیشه ساخته و در دست ستمگر زمان خود اسیر و بدون هیچ حرکتی به آنچه بر آنان میگشت اعتراضی نکرده و همچنان به زندگی ذلت بار خود ادامه میدادند اما در همین سرزمین مردی زندگی میکرد که با بقیه افراد آن فرق داشت فرق او این بود که فکر میکرد .فکر به اینکه کیست ، از کجا آمده ، به کجا خواهد رفت ، چه کسی او را آفرید ، فکر به نظم این جهان خاکی ، به گردش شب و روز ، به خورشید و ماه و به انسانهایی که بدون هیچ تفکری بت میپرستیدند بتی را که خود آنها میساختن به آن شکل میدادند بزرگ ، کوچک ، زشت ، زییا بتی که نه می شنود نه حرف میزد نه میخورد نه میخوابد نه ضرری داشت و نه فایده ای بله آنان با تبعیت از اجداد شان این کارها را انجام میدادند و برای نجات خود هیچ کوششی نمیکردند. و اما آن مرد که اسمش ابراهیم بود و فرزند خلیل بت تراش ،او مردی بود رشید و جویای حقیقت و چون فکر میکرد و به آنچه هم انجام میداد ایمان داشت . او فهمیده بود که این جهان منظم و هر آنچه در آن است باید خالقی داشته باشد باید کسی آنها را رهبری کند که قدرتش مافوق همه قدرت ها ست ، او به درستی فهمید که این قدرت عظیم کسی نیست جز خدای یگانه و بی همتا و به همین خاطر تصمیم گرفت مردم را از این نادانی و جهل که در آن قوطه میخوردند نجات دهد و شروع به ارشادشان نمود و سعی میکرد به هر وسیله فکر آنها را به سوی خداوند یکتا متوجه نماید و برای این کار از هیچ کوششی دریغ نمیکرد تا اینکه در یک تصمیم شجاعانه در یک روز که همه مردم برای انجام یک مراسم به همراه طاغوت زمان خود نمرود شهر را ترک کردند به بت خانه رفت و تمامی بتها را شکست و تبر خود را بر دوش بت بزرگ که به آن آسیبی نرساند تا بدین وسیله ثابت کند که از بت هیچ کاری ساخته نیست گذاشت و بتخانه را ترک کرد و در فردای آن روز مورد خشم نمرود قرار گرفت و به دستور او در مرکز شهر به آتش انداخته شد و غافل از اینکه ابراهیم پیامبر خدا ست و خداوند نگهدار او ست و ابراهیم بدون هیچ ترسی بدون اینکه بداند چه خواهد شد بر تصمیم خود استوار و همواره ضمن اینکه مردم را بسوی خداوند یکتا میخواند از آتش استقبال و در آن شد ولی اراده خدواند کریم ایراهیم را از آتش در امان نگهداشته آنرا به گلستانی تبدیل نمود تا این معجره الهی عبرتی باشد برای مردم و نمرود ستمگر که شاید راه خود را تغییر و به سوی خدا که ابراهیم نویدش را میداد هدایت شوند اما این طور نشد و نمرود همچنان بر جهل خود ماندگار و ابراهیم را از شهر اخراج میکنند و خود بر بالای برجی بلند سنگی بسوی آسمان تیری پرتاب مینمایدبه امید اینکه خدای ابراهیم را از بین ببرد اما قافل از اینکه خدای ابراهیم جسم نیست و دیده هم نمیشود که بشود بسوی او تیری رها کرد این عمل انتهای جهل او را آشکار ساخت . اما ابراهیم به راه خود ادامه داد و به دستور خدا ازدواج و در سنین کهولت به او فرزندی پسری عنایت میشود که اسماعیل نام گرفت . او و خانواده اش به اسماعیل بسیار عشق میورزیدند چرا که در آن زمان فرزند پسر از جایگاه خاصی بر خوردار بود اما یکبار دیگه خدواند به ابراهیم دستور میدهد همسر و فرزندش را از خود دور و به سرزمینی دیگر بفرستد و ابراهیم دستور خدارا اطاعت و آنها را در محلی بنام صفا و مروه رها میکند و خداوند از همسر و فرزند ابراهیم حفاظت و تمام سعی و کوششی که هاجر برای نجات فرزند خود از تشنگی میکنند و در اوج ناامیدی با ساییدن پاه اسماعیل کوچک به زمین آب فوران کرده و آنها از تشنگی نجات پیدامیکنند و سالها میگذرد روزی خداوند کریم خواست ابراهیم را بار دیگر آزمایش نماید و آنهم آزمایشی سخت و به او دستور داد تا فرزندش را که حالا دیگر جوانی برومند شده بود در پیشگاه خداوند قربانی کند . و این کار برای هر پدری بسیار سخت و ناشدنی بود مخصوصا که ابراهیم فقط یک پسر داشت و آنهم در سن پیری پس از سالها انتظار برای بچه دار شدن و آنهم در زمانی که فرزند پسر برای خانواده بسیار با ارزش بود . ولی دستور همان بود که خداوند صادر فرمودند و آن قربانی شدن اسماعیل، اینجا ست شیطان که همیشه منتظر فرصت طلایی بود این فرصت را غنمیت شمرد و تمام سعی خود را بکار برد تا ابراهیم را وسوسه نماید که این فرمان را اجرا نکند ، اما ابراهیم به سوی شیطان سنگ پرتاب و موضوع را با فرزند خود اسماعیل درمیان و فرزند که نیز از ابراهیم درس آموخته بود بیدرنگ به خواست خدا لببیک گفته و به پدر گفت فرمان خدا را اجرا نماید و ابراهیم بر تصمیم خود استواربود اما شیطان دست بردار نبود و همواره اورا وسوسه میکرد اما ابراهیم همچنان به سوی او سنگ پرتاب مینمود و بابه این وسیله بر نفس خود چیره میگشت و به تصمیم خود استوار ، بله ابراهیم چاقور را بر گلوی اسماعیل گذاست و تلاش کرد که او را قربانی نماید اینجا بود که خداوند کریم با آزمودن ابراهیم و قبول اطاعت او تلاش او را برای قربانی کردن اسماعیل ناموفق گذاشت و به او امر کرد که از این تلاش دست بردارد چرا که او در این آزمون سربلند و پیروز شد و بدستور خدا گوسفندی حاضر و از ابراهیم خواسته شد گوسفند را قربانی نماید تا این نمادی باشد برای از خود گذشتن و نه گفتن به وسوسه های شیطان واستوار بودن در راه خدا که براستی حقیقت و رستگهاری در این راه است و بعد ابراهیم فرمان یافت که در سرزمین مکه خانه ای بنام خدا بسازد و از مردم بخواهد تا گرداد آن خانه برای رسیدن به وحدت و یکپارچگی و . پیمودن راه رستگاری به سوی خداوند کریم و مباره با نفس و جهل و شیاطین طواف نمایند و این خانه ساخته شد و میبینم که هنوز و همیشه مسلمان به سوی آن رهسپار میشود تابا آشنا شدن با یادگار ابراهیم راه خداشناسی را تمرین نمایند به امید روزی که آقا امام زمان (س) بیاید و با شمسر عدالت خویش ومبارزه جدی با طاغوتیان پرچم اسلام عزیز را بر بلندای بام این کره خاکی افراشته نمایند
شب قدر فرصتی مغتنم
خداوند کریم برای هدایت بنده گانش و رساندن آنها به سرمنزل مقصود که همانا کمال مطلوب است همیشه راههایی را بسوی بندگانش گشوده تا آنها با ورود به این راهها هدایت شوند و یکی از این فرصت ها شب قدر است شبی که به گفته و شفارشات اهل فن و محققین را خدا و احادیث حکایت از این دارد که بهتر از هزار شب است و به همین خاطر شفارشات فراوانی شده که مومننین این شب را گرامی بدارند و با شب زنده داری و عبادت و راز نیاز به درگاه باری تعالی به خود سازی بپردازند و اما چگونه انسانها میتوانند به این مقصود نایل آیند انچه که مسلم است آدمی به لحاظ ساختار وجودی که دارد و خداوند متعال آن را خلق کرده همیشه در معرض آلودگی ها قرار دارد و همین لغزش ها و آلودگی ها که منشا آن شیطان و نفس عماره است گاهی انسان به گناه و سقوط کشیده میشود و برای نجات از این لغزش ها باید به خود شناسی بپردازد و شناخت خود و تفکر به اینکه کیست و برای چه خلق شده و از کجا آمده و بکجا خواهد رفت او را راهنمایی میکند تا راهش را پیدا کند و شب قدر شب شب تفکر عمیق برای شناخت خود است و اینکه خود را بشناسیم باید مراحلی را طی کنیم یکی از این مراحل این است که تصمیم قاطع بگیریم که با دیگران چگونه رفتار کنیم و آن این است که همنوعان خود را عفو کنیم و قلبمان را از کینه و کدورت پاک نماییم و بعد در راه کمک به دیگران پیش قدم شویم و سعی کنیم مرهم غمهای دیگران باشیم و به در ماند ه گان و مظومان در حد توان کمک نماییم و یار و یاور آنها باشیم از نفاق و نیرنگ و دو رویی یا به عبارتی به دو زبان سخن گفتن بشدت پرهیز نماییم و صداقت پیشه کرده و سعی کنیم با همه روراست باشیم چرا که روش منافقان روش شیاطین است . و تلاش نماییم چشم و دلمان را از ناپاکیها و آلودگی ها تطهیر کرده و به دستورات خداوند کریم روی آوریم و در عبادات و مخصوصا نماز که راه سخن گفتن و راز و نیاز با خداوند بزرگ است کوشا باشیم و تصمییم بگیریم هر کاری را بقصد نزدیکی به خداوند کریم و برای رضای آن بزرگوار انجام دهیم و به گذشته خود فکر کرده و در صدد جبران خطاهایمان باشیم و در اینصورت میتوان امید وار بود که شب قدر را ارج نهادیم و مطمعنا خداوند بخشنده و مهربان است از همه التماس دعای خیر دارم
شنبه 18 شهریور 1385 مصادف است با 15 شعبان 1427 سالروز تولد حضرت مهدی (ع)
این روز مبارک را به تمام مسلمانان بویژه شیعیان و هموطنان عزیز تبریک و تهنیت میگوییم



































