تبليغاتX
جوینده گان دانش
فریاد رس بی همتا پنجشنبه 1388/03/21 3:55 بعد از ظهر

خدایا دلی ده که تو را ببینم

 

کوتاه ولی آموزنده

 

کشتی که دجار بحران گشته و  شکسته شده بود و تنها بازمانده از آن به جزیره خالی از سکنه رسید او با دلی لرزان دعا کرد  که خدا  ،نجاتش دهد .و روز ها  را به امید یاری رسانی سپری میکرد ولی کسی نمی آمد . سر انجام خسته و در مانده تصمیم گرفت از تخته پاره ها ی بجای مانده از کشتی  کلبه ای برای خود بسازد تا از عوامل زیانبار محیط محفوظ باشد اما روزی که برای جستجوی غذا از کلبه بیرن رفت و هنگام مراجعت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی غلیظ از آن به آسمان میرود او که کاملا همه چیز را از دست رفته میدید و از شدت خشم و اندوه  به شدت ناامیدی  شده بود فریاد زد که (خدایا چطور راضی شدی با من چنین کنی ؟ ) و اما فردای آن روز با صدای بوق کشتی که به ساحل نزدیک میشد از خواب پرید در کمال ناباوری وقتی کشتی را که برای نجاتش آمده بود دید از کشتی بان پرسید شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم کشتی بان جواب داد

ما متوجه علایمی که با دود میدادی ، شدیم

 

بیاد داشته باشیم که هر آنچه از خدا رسد ، خیر مطلق است

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

مادر سه شنبه 1387/04/04 10:0 بعد از ظهر

                   بنام الله که خالق یکتاست

 سالروزتولدحضرت زهرا (س) و روز مادر گرامی باد

                                                                                   مادر

 

مادر کلمه ای بظاهرساده اما بسیار پیچیده ، چرا که تداعی کننده شخصیتی است بس بزرگ، معنای آن را در کدامین فرهنگ لغت میتوان یافت که گویای چنین شخصیتی باشد . چه صفتی برایش متصور باشد که آن وجود مقدس را  توصیف کند .  زیرا وقتی هنوز وجود نداشتم رویای وجود م در ذهن او نقش بست.  در فکر خود ، من را موجودی برتر  از همه تصورمیکرد  . دلش میخواست بهترین باشم. وقتی اولین نشانه های وجودم جوانه زد من را در عمق وجود خود پذیرفت و برایمان محیطی امن فراهم کرد . از همان موقع بود که همه چیز و همه دنیای خود را وقفم نمود . غذا میخورد برای ایکنه گرسنه نباشم ، استراحت میکرد تا اینکه آرامش داشته باشم ، با وجود همه مشکلاتش غصه نمیخورد تا من آسیب نبینم، شاد میشد برای اینکه شادی را احساس کنم ، بیماری ها را تامل و در حد امکان دارو مصرف نمیکرد ، نکند که عوارض جانبی دارو بر من اثر منفی گذاشته و برایم خوب نباشد ، تمام برنامه هایش را  طوری تنظیم میکرد که بهترین بهره را در دوران جنینی از وجودش کسب کنم ، و نه ماه تمام همه وجود م را در تمام وجود ش حس و بار سنگینم را تامل و روز شماری مینمود تا روز موعود برسد و بتواند رخسارم را  دیده و در آغوشش جایم دهد ، بله ، آن روز فرا رسید و قرار شد بیاییم ، و او برای آمدنم همه احتیاجاتم را فراهم  کرد . و با تامل درد و رنج  فراوان ورودم را به این دنیای خاکی میسر ساخت . و من آمدم ،  اما کی بودم ، موجودی ضعیف ،نحیف وامانده ، هیچ نبودم ، ولی مادرمرا در آغوش گرم خود گرم و با اولین بوسه اش بر گونه هایم  الفبای محبت کردن به دیگران را آموخت ، من نیز در آغوشش آرام گرفتم . با شیره جانش تغذیه و روزها را یکی پس دیگری سپری میکردم . با تمام قدرت حمایتم میکرد ، منی که اگر یک مگس روی صورتم می نشست ، توان  دور کردن آن را نداشتم . آنقدر ضعیف و ناتوان بودم که فقط میتوانستم گریه کنم . ولی با اولین شیون ، مادر بود و بدادم میرسید . تمام احتیاجات مرا متوجه میشد و با تمام وجودش در برآورده کردن آنها میکوشید . با لبخندم  میخندید، با گریه ام غصه دار و  با شادی من مسرور میگشت . وقتی من شبها خوابم نمیبرد و دوست داشتم در نیمه های شب با کسی بازی کنم ، یا اینکه بیمار بودم و احتیاج به تیمار، با داد و  فریاد به همه میفهماندم من چه میخوام ، مادر بود، با اولین صدای من از خواب ناز که خیلی هم برایش لازم بود چون در تمام روز وقتش را مسئولیتهایش گرفته و همچنینین تمام توانش را ،اما بیدرنگ از خواب میپرید و من را در آغوش  گرمش می فشرد یا شیرم میداد یا کاری دیگر، آنقدردر کنار تختم بیدار میماند تا خسته شوم و بعد هم با لالایی  و قصه های او بخواب دوباره فرو روم .  بله مادر دیگر هیچ چیز را برای خود نمیخواست بلکه همه چیز را برای من طلب میکرد ، نمتوانستم حرف بزنم تا بگویم که چی میخوام مادر  با آرامش و صبر و حوصله زیاد سعی میکرد کلمات را به من یاد بدهد تا جایی که حرف زدن آموختم اینجاست که باید گفت مادر اولین معلم من بود . نمیتوانستم راه بروم   اما او  دستم میگرفت و پابه پا میبرد تا اینکه شیوه راه رفتن را آموختم . روز بروز بزرگتر میشدم . خواسته ها،احتیاجات و مشکلاتم  رو به افزایش بود اما او قبل از اینکه من متوجه شوم همه  را درک ونیاز هایم را برآورده میکرد. سعی میکرد بهترین لباس ها و اسباب بازی ها را  در حد توانش برایم تهیه نمایدتا من خوب بپوشم و خوب سرگرم باشم . وقتی به سن مدرسه رسیدم او بود که همه امکانات را برایم فراهم نمود و من را به موقع در دبستان ثبت نام کرد تا راه علم آموزی را طی کنم و بعد هم  در اولین روز مدرسه ساعت ها در حیاط  آن و از دور مراقبم بود که نکند بلایی بسرم بیاد و با بی صبری منتظرم بود  تا در آغوشم گیرد و اولین روز فعالیت آموزشی را  که یک موفقیت بحساب می آید تبریک گفته  و با محبت بیدریغش راه را برای موفقیت های آینده ام هموارسازد. من روز بروز بزرگتر میشدم و نمیفهمیدم بهای قد کشیدنم را چه کسی میپردازد تا اینکه مراحل ابتدایی مدرسه را پشت سر گذاشته و به سن نوجوانی و جوانی نزدیک میشدم . گذشت زمان از من جوانی برومند ساخت اما قافل از اینکه بر مادرم چه میگذشت یک روز که به خود آمدم دیدم  که دارم این دوره را پشت سر میگذارم ، اما وقتی به چهره مادر نگاه کردم  متوجه شدم چهره او انگار آن درخشش سابقش را ندارد . خط هایی در پیشانی اش نمودار وچشمشایش گود افتاده و دست هایش لطافت گذشته را از دست داده ، کمی بخود آمدم  ، مثل اینکه  کسی به من نهیب زد و گفت ، ای جوان ، که امروز مثل یک سرو تناور ایستاده ای ، بدان این جوانی را بقیمت چین های صورت مادرت و گودی چشمهای او و همچنین  از دست دادن تمام آنچه را که تو امروز داری و او در سالهای  نه چندان دور داشت بدست آوردی ، پس بهوش باش که قدر این قامت رشید را که بهای سنگینی برای آن پرداخت شده بدانی و آنرا بیهوده تلف نکنی . و از مادرت هم تشکر کنی هر چند که مادران برای چنین کاری این همه زحمت نکشیده اند اما وظیفه ما چیست . یادمان باشد که قدر محبتهای بیدریغ  آنها را بدانیم هیچوقت  تنهایشان نگذاریم و توجه داشته باشیم که بهشت زیر پای مادران است  

                                                                                                     تقدیم

به تمام مادران عا لم

 بویزه مادران شیر زن ایران زمین

                                                                                                                              بخصوص مادر خوبم که دیگر در بین ما نیست

                                                                                                             دوستت دارم مادر و در فراغت میسوزم

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

بمناسبت روز کارگر و معلم شنبه 1387/02/07 12:6 بعد از ظهر

بنام الله که یکتا و بیهمتاست

 

دراین هفته و هفته آتی دو مناسبت وجود دارد یک هفته کارگر و دیگری هفته معلم و 11 و 12 اردیبهشت هر سال برای ارج نهادن به مقام این دو قشر زحمتکش مراسمی هم برگزار میشود و باید هم اینطور باشد زیرا زحمات فراوانی که این دو قشر برای جامعه میکشند بر کسی پوشیده نیست مخصوصا کارگران که در شرایط سخت مشغول بکار و معلمین نیز تقریبا چننین شرایطی را دارند ، البته فقط تنها برگزاری مراسم و یا داشتن یک روز به عنوان  روزکارگر و یا معلم برای جبران زحمات این بندگان خدا کافی نیست تجلیل واقعی آن است که به مشکلات آنها رسیدگی شود برای کارگران هنوز مشکل مسکن ،بیمه ،قرار داد های موقت ،عدم پرداخت حد اقل دستمزد که خیلی هم ناچیز بوده و به هیچ عنوان کفاف زندگی روز مره آنان را نمی دهد از طرف کار فرمایان و یا برسمیت نشناختن جایگاه  آنان بعنوان یک انسان و برخورد های نچندان جالب در محیط کار و یا در اختیار نگذاشتن وسایل ایمنی در محیط کار و تفاوت حقوق و مزایا ی فاحش در واحداهای کارگری و عدم امنیت شغلی برای آنان از مشکلات عدیده کارگران میباشد که کارشناسان هنوز نمیتوانند به انها پاسخ درست بدهند شاید یکی از دلایل آن ضعف قوانین و دیگر اینکه تصمیم گیرنده گان مسایل کار گری خیلی هایشان یا خود کار فرما بوده یا با کارفرمایان رابطه بسیار حسنه دارند در ضمن همه ما باید بدانیم که جامعه کارگری دیگر یک جامعه معمولی با تشکل افراد بیسواد و غیر متخصص نیست امروز افراد تحصیل کرده و متخصص فراوانی در بخشهای کارگری جامعه مشغول بکارند که باید مسئولین محترم تصمیم گیر برای این قشر در افکار و باورهایشان تجدید نظر نموده تا بتوانند قوانین و تصمیماتی در خور اتخاذ نمایند در غیر اینصورت در نهایت کل جامعه از جمله کارفرمایان  متضرر خواهند شد و اما در مورد معلمین هم  باید دولت تصمیماتی جدی برای برطرف نمودن مشکلاتشان اتخاذ نموده تا آنها نیز بتواند با افکار آسوده به انجام وظایف بپردازند البته ناگفته نماند که این دو قشر هم متقابلا در برابر جامعه مسئول هستند کم کاری و بی توجهی از طرف آنان میتواند جایگاهشان را متذلذل و ایمان جامعه را نسبت به آنان تضعیف نماید ،  متاسفانه ما در جامعه مخصوصا در واحدهای آموزشی شاهد ضعفهایی از جمله افت تحصیلی دانش آموزان ، مدرک گرایی و غیره بوده که قسمتی از آنها به عدم کارایی مسولین آموزشی ، معلمین استادان و نگاه سود جویانه آنان به مسئله آموزش دانش آموزان و دانش جویان و از دست رفتن قداست معلمی در جامعه  برمیگردد و مردم شاهد آن میباشند که دیگر کادر آموزشی کشور ما مثل گذشته از اینکه دانش آموزش و یا دانشجویش با افت تحصیلی ربرو شود ناراحت و سر شکسته  نمیشوند  یا در پی کشف علت ضعف درسی آنان  نیستند و خود نیز در پی بروز کردن آموخته هایش نبوده و در انتقال دانش تکرار مکررات مینمایند و یا علاقه خاصی به تدرس در کلاسهای خصوصی دارند و در همان کلاس ها هم چیز زیادی را به دانش آموزان و دانشجویان انتقال نمی دهند و به همین خاطر است که خانواده ها  هزینه و زحمات زیادی را باید برای جبرات ضعف تحصیلی فرزندان خود متحمل شوند امیدواریم روزی برسد که همه ما با تلاش و کوشی بی ریا  بر تمامی مشکلات جامعه غلبه کنیم

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

توصیه های دوستانه دوشنبه 1387/01/19 10:31 قبل از ظهر

بنام یزدان بی همتا

 

در لحظه شادی ، پروردگار را ستایش کن که حمد و ستایش مخصوص اوست و هیچکس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته شما نیست

 

در لحظه سختی ، فقط از خداوند کمک بخواه  زیرا که او بهترین فریاد رس و همیشه در کنار توست

 

در لحظه حیرانی و گمراهی ،فقط خدارا جستجو کن،  چرا که او هدایتگر به سوی نعمتهاست

 

در لحظه آرامش ، معبود را مناجات کن،که تنها اجابت کننده دعاست، و برای همه دعا کن

 

در لحظه نا امیدی ، امیدت بخدا باشد زیرا او تنها امید نامیدان است

 

در لحظه تنهایی ، پروردگار را صدا کن ، او هیچوقت بنده اش را تنها نمی گذارد

 

در لحظه نیاز ، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است

 

در لحظه دردناک ،  به خداوند اعتماد کن زیرا برای هر دردی درمانی اندیشیده و هرگز پشت تورا خالی نمی کند

 

در لحظه دلشکستگی ، دلت را به خدا بده که او بهترین مونس است و هرگز دل تورا نمی شکند

 

در لحظه عاشقی، خالق عشق را درنظر داشته باش، تا از عشق زمینی به عشق آسمانی برسی

 

در لحظه نگرانی و دلواپسی ، از ذکر خدا غافل مشو ، چون یاد خدا آرامش بخش دلهاست

 

در لحظه پیروزی ، از معبود تواضع و فروتنی طلب کن و از غروز بپرهیز

 

در لحظه شکست،  مطمعن باش خدواند دست تورا میگیرد و نمی گذارد زمین بخوری که هر شکستی مقدمه پیروزی است

 

در لحظه  کار ،  به خدا تکیه کن که محکم ترین تکیه گاه و پشتیان است ، و با نام او شروع کن ، بکوش و پشتکار داشته باش ، سپس همه چیز را به او واگذار

 

در لحظه تاریکی  ، با نور کلامش دلت را روشن کن و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده

 

در لحظه پریشانی ،  به خداوند پنا ببر زیرا که او امن ترین پناهگاه است

 

در لحظه دلتنگی ،  با معبود خود راز نیاز کن زیا که او دانای اسرار نهان ، و محرم

راز هاست است

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

زیبایی پنجشنبه 1386/10/13 10:7 بعد از ظهر

زیبایی

نگاه انسان ها به زیبایی گونا گون است ، بعضی طلوع و غروب خورشید را در کنار ساحل دریا با امواج  آرام و نسیم ملامیش ، عده ای جنگل های سرسبز با درختان متنوع و سربفلک کشیده آن ،اشخاص علاقمند به کوه و طبیعت  همه چیز را بربلندای قله ها زیبا میبیند ، تعدادی هم سوار بر هواپیما و گردش در آسمان و تماشای هر آنچه را در زیر پای خود دارند ، آنهایی هم که اهل زیارت اماکن متبرکه هستند دوست دارند به این اماکن مقدس مثل رفتن به خانه خدا در مکه معظمه و حرم پیامبر خدا در مدینه و یا حرم ائمه معصومین دیگر در اقصی نقاط دنیا  بروند و  و قتی در آن حال هوا قرار میگیرند زیبایی را همراه با معنویت حس میکنند . افرادی هم فکر و اندیشه و عمل زیبا دارند و اینکه دوست دارند به هر شکل ممکن به بنده گان خدا  مخصوصا نیازمندادن ، از کار افتاد گان ، درماندگان و گرفتاران کمک نمایند و این عمل خیر خواهانه را زیبا میبیند . واقعا همه اینها زیبا هستند یا بهتر بگوییم هر آنجه را که خدواند متعال آفریده زیباست چرا که هر کدام را با هدفی مشخص و حساب شده خلق کرد تا مخلوغاتش از آن بهره گیرند. آیا هیچ وقت شنای ماهیان بزرگ و کوچک با رنگ و انداره و شکل های مختلف را در دریا و یا در یک برنامه تلوریونی مستند مثل راز بقا تماشا کردید ، یا به یک حیوان مثل گور خر ،ظرافه ،شیر ،پلنگ ، لاکپشت .....،  توجه نمودید ، با کمی دقت در ساختار وجودی این حیوانات دنیای از زیبایی را در وجود آن میتوان مشاهده کرد. همچنان انواع پرنده گان مثل  طاوس ، طوطی ، کبوتر ، قناری وهدهد با آن پر های زیبا و رنگ های خیره کننده شان و یا آسمان آبی که بر بالای سر ما افراشته شده و همچنیین ستاره گان در دل شب و یا جلوی زیبای نور ماه در یک شب صاف و بدون ایر و همچننین طلوع و غروی خورشید عالم تاب و  هر آنجه در دور بر ما وجود دارد زیباست . هر کس با سلیقه و ذوق خود نوعی از آن را  برمیگزیند براستی شما چه چیز را زییا میبینید ؟ یا برداشت شما از زیبایی چیست ؟ آیا فقط مناظر و دیدنی ها زیباهستند ؟ یا چیز هایی دیگری هم وجود دارد که نهایت زیابی را دارند ، ولی کمتر به آن توجه میشود امید وارم دوستان عزیزی که این پست را از نظر میگذرانند نظر خود را در مورد زیبایی منعکس نمایند تا حقیر و هچنین دوستان عزیز دیگر  استفاده نمایند

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

چرا شهرهایمان زیبا نستند دوشنبه 1386/08/28 12:42 بعد از ظهر

بنام الله که آرامش دهنده قلب هاست

 

چرا شهر هایمان زیبا نیستند

 

خدواند کریم همه چیز را زیبا آفرید و انسان نیز مظهر زیبای و دوستدار آن میباشد .اگر ما چیزی را زیبا نمیبینم علتش ناتونانی ماست که نمیتوانیم زیباییها را سازماندهی نماییم و با بی توجهی خود آنها را زشت جلوه گر میسازیم . انسان یک موحود اجتماعی خلق شده و ناگزیر باید با اجتماع زندگی کند تا نیاز های روحی و روانی و مادیش تامین گردد .همین نیاز اساسی انسان بود که آنهارا از غار نشینی و تک نشینی بسوس اجتماع گزینی سوق داد و کم کم قبیله و ده و شهر ها شکل گرفت و با بوجود آمدن این سکونت گاه ها جدید باید بفکر زیبا سازی  آنها نیز باشیم تا بتوانیم نیازهای روحی و روانی خود را تامین  و آسایش و آرامش را تجربه نماییم . محیطی که در آن زندگی میکنیم باید دارای شرایط مطلوب برای زندگی  باشد . امروز بلحاظ  جمعییت روز افزون و نیازی معیشتی و اساسی انسانها ، شرایط بگونه ای شد که روز بروز  بر تعداد شهر ها افزوده  و این نوع از زندگی مطلوب اکثر ساکنینن کره زمین گشت . برای اداره این شهر ها باید اندیشه نوع داشت تا بتوانیم آنها را به نحو مطلوب اداره کنیم . مدیریت شهری نیاز به تخصص ویژه دارد ما نمی توانیم نسبت به این نوع مدیریت بی توجهی کنیم چرا که هر گونه بی توجهی گریبان گیر جامعه گشته و بر مشکلات و معظلات آن می افزاید و  اکنون برای اداره شهر ها فقط داشتن یک نفر بعنوان شهردار و یا یک جمعییت بعنوان شورا ی شهر کافی نیست بلکه افراد تشکیل دهنده این ارگان ها باید از دانش و تجربه کافی برای اداره شهر برخوردار باشند که متاسفانه با حاکم بودن رابطه بجای ذابطه نیروی های غیر متخصص در این ارگانها مشغول و همین باعث افت کیفیت کارها گشته است . اگر کارهای که برای ادراه یک شهر باید انجام دهیم فهرست نماییم میبینم که طراحی خبابانها و جداول و سازماندهی سازه ها در این خیابان ها از اهمییت بسزایی برخوردارند اگر ما پیشبینی خیابان های وسیع و سازه های متناسب با این خیابان ها و همچنین سازماندهی جمییت سا کن در محلات شهری را نداشته باشیم هر روز مثل همین الان که در اکثر شهر ها و یا حتی روستاها یمان دچار مشکل میباشیم  گرفتار خواهیم شد و نمونه آن مشکل ترافیک سر سام آور ، تراکم جمعییت بیش از اندازه ظرفیت یک خیابان یا یک محله ، مشکل آب برق و فاضل آب و یا امنییت اجتماعیی ... و یا مسله جمع آوری زباله که امروزه به بطور سنتی و با  نیروی انسانی زیاد و غیر تخصصی و با زحمت فراوان و با کیفیت بسیار پایین انجام میشود و این نوع جمع آوری در دیگر کشور ها سالهاست بدست فراموشی سپرده  و تکنولوژ جدید این کار جایگزین نیروی انسانی و شیوه قدیمی شده است و با آموزش شهروندان  با تبلیغات رسانه ای آن هم در حد وسیع به کمک برنامه های رایانه ای و ساختن انیمیشن ها این معضل شهری را حل نمودند اما  در کشور ما در باره هم چیز تبلیغ میشود بجز آموزش شهروندان در خصوص فرهنگ زندگی اجتماعی .  و یا  شیوه درخت کار ی در حاشیه خیابان ها و فضای سبز نیز در اکثر شهر های ما با حساب کتاب انجام نمیشود ما شاهد هستیم که مسئولین امر فقط دستور درخت کار و ایجاد فضای سبز میدهند اما به این مسئله توجه ندارند که در چه خیابانی و با چه عرضی چه نوع درختی باید کاشت ، اصلا فلسفه کاشتن درخت در حاشیه خیابان ها چیست ، ما میبینم که در حاشیه خیابان های شهر هایمان انواع درخت مثل چنار ، اوکالیپتوس ، کاج ، و حتی درختان میوه مثل مرکبات و درختانی چون زیتون و با بی توجی کامل به عرض خیابانها بطور نا همگون در کنار هم بدون رعایت فاصله غرس میگردد بطوریکه نه تنها به زیبایی شهر کمکی نکرده بلکه منظره نه چندان جالب را بنمایش میگذارد . در همینجاه پیشنهاد میگردد که مسولین زیربط توجه داشته باشند که هدف از غرس درخت در حاسیه خیابان ها ایجاد فضای مطلوب و زیبا ، تلطیف هوا ، سایه مناسب و در نهایت استفاده از چوب آن بعد از پایان عمر درخت میباشد در نتیجه کاشتن درختان میوه چون مرکبات و غیره که برای نگهداری آنها باید از سموم شیمایی هم استفاده کرد و این خود بر آلودگی محیط زیست  مییفزاید باید جدا پرهیز نمود و سعی نماییم از درختان مثل چنار و اوکالیپتوس برای حیابانها با عرص زیاد و از درحتان سوزنی  برگ مثل کاج و غیره با سازماندهی و فاصله مناسب برای خیابانها با عرض کم استفاده گردد آن هم نه بطور درهم بلکه در هر خیابانی با توجه بعرض آن از یک نوع نهال استفاده گردد . مسئله بعدی که در زیباسازی شهر ها از اهمیت بسزایی برخوردار است مسئله مفروش نمودن پیاده رو ها است ، که معمولا دقت لازم در این امر بعمل نمی آید ما میبیمنم که شهروندان بی حساب کتاب با هر نوع مصالح دلخواه که اکثرا هم نامرغوب میباشد و سلیقه ای پیاده رو ها را فرش میکنند بعضی جاه ها موزاییک در بعضی اسفالت و یا سیمان و در جایی بر ارتفاع کف پیاده رو افزوده بدون اینکه نیازی به این کار  باشد و این خود باعث نا همگونی و زشتی و ایجاد اخلال در رفت آمد شهرواندان میگردد . پوشش پیادروها باید با دقت و زیر نظر  متخصصین امر باشد بهتر است که سطخ پیاده روها تسطیح و جداول حاشیه خیابان ها تعمیر و بعد از غرس درخت مناسب با یک نوع پوشش که هم زیبا باشد و هم با دوام  مفروش گردد تا زیبایی و جلوه لازم به شهر داده شود . مطلب دیگری که هم در زیبایی شهر و هم رفع آلودگی از میحط زیست بسیار اهمیت دارد مسلئه جمع آوری فاضل آب های خانگی و آب های سطحی است که متاسفانه هنوز فاضل آبهای خانگی بصورت خیلی بد وارد جداول حاشیه پیاده رو ها و خیایان ها شده و هر روز به جمعییت حیوانات موذی مثل موش و سوسک که بسیار آلوده و خطر ناک هم هستن افزوده میگردد که هرچه زدتر باید برای جمع آوری فاضل آبها شهری اقدام گردد امیدواریم روزی برسد که همه کارهای ما از روی فکر و اندیشه و سپردن کار به انسانهای کاردان و متهعد و متتخصص  انجام گردد تا یک میحط سالم صمیمی و گرم برای زندگی شهری داشته باشیم

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

بسم الله الرحمان الرحیم

امام حسن (ع) اسطوره  مقاومت و مظلومیت در اوج شجاعت

زمانی که هنوز حضرت محمد (س) یک فر د عادی بیش نبود و به  لحاظ شرافت ،اخلاق نیکو ، امانت داری و داوری درست در بین مردم  به محمد امین مشهور  و سخت مورد اعتماد  اهالی مکه بود و این خصلت ها در وجو یک انسان آن هم در نوجوانی و جوانی میتوانست باعث حسادت و بی مهری افرادی که  جهالت ، تکبر و غرور بیجا ،  قلب و روح آنها را  آلوده کرده واقع شود . وقتی هم که آن بزرگوار از طرف خداوند کریم به رسالت  برگزیده شدند این کینه و حسادت جاهلی به اوج خود رسید و صف آرایی بین کفر و نفاق و توحید و عدالت شکل گرفت و عده ای  هم چون حضرت (ع) و دیگر انسانهایی که از رنج و درد دوران جاهلین به تنگ آمده بودند و  توانستند راه پیامبر(س) را درک نموده و تنها راه نجات را پیوستن به جبهه توحید به فرماندهی حضرت محمد (س) تشخیص دادند به حمایت  آن بزرگوار برخولستند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکردند . جبهه کفر تا زمانی که حضرت محمد (س) در قید حیات بودند چاره ای جز تسلیم نداشتند ولی همه میدانستند که این تسلیم شدن موقتی بوده و آنها دست بردار نبودند و این کشمکش ها بصورت آتش زیر خاکستر بعد از رحلت پیامبر خدا (س) و در دوران سه خلیفه اول ادامه داشت تا اینکه دوران خلافت حضرت علی (ع) فرا رسید و از آنحایی که در حکومت آن بزرگوار بی عدالتی و نیرنگ و اسلام غیر محمدی جایگاهی نداشت و افراد سود جو و فرصت طلب و  نیرنگ باز و عاشق دنیا به سرکردی معاویه باید حکومت غیر قانونی را ترک میکردند و جای خود را به انسانهای صالح میدادند اما این کار برای آنها نشدنی بود و تلاش گستردهای از نیرنگ و نفاق و جنگ را بر علیه حضر امیر مومنان علی (ع) و یاران باوفایشان آغاز کردند که حاصل آن سه جنگ بزرگ خیبر ، نهروان ، ..... بود در این کشاکش جبه کفر به فرماندهی معاویه که انسانی بسیاز زیرک و مکار بود مکر و حیله را از پدر خود ابوسفیان به ارث داشت  با بکار گیری تمام امکانات مادی و غیر مادی از جمله مشاوران مکارتر از خودش  مثل عمر عاص سعی کرد با آقا علی (ع) به مقابله بپردازد  از آنجایی که امیر مومنان علی (ع) در دامان پاک پیامبر خدا بزرگ شده و از قوم و قبیله ای هم بود که به خوشنامی و جوانمردی در جزیرته العرب مشهور بودند  و توانایی ، صبر ، شجاعت ،  سیا ست ،علم و حلم آن بزرگوار  مکر و نیرنگهای معاویه را کم اثر مینمود و  این مبارزه ادامه داشت تا اینکه فردی خبیث مثل بن ملجم تسلیم نیرو شهوانی و شیطانی شد و سر انجام دستور جبهه نفاق را برای ترور و شهادت حضرت علی (ع) به اجرا گذاشت و در این کار موفق هم شد . بعد از شهادت آنحضرت (ع) امام حسن (ع) فرزند بزرگوارش  پرچم دار جبهه توحید شد و در این راه پر مخاطره و در شرایط بسیار سخت فرماندهی مسلمین را به عهده گرفت . در این مقطع از زمان شرایط بسیار حساس شده بود چرا که معاویه و همکارانش که در مکر و حیله ید طولانی داشتن سخت دست بکار شدند تا مردم را فریب دهند و آثار  خدمت ،عدالت و کمکی را که در زمان خلافت حضرت امیر مومنان (ع) به مسلمین شده را پاک کند . نتیجه این تلاش ظالمانه این شد که بسیاری از مردم فریب معاویه را خوردند روز به روز شرایط به حضرت امام حسن (ع) تنگتر میشد و در این شراط سخت آن بزرگوار هر چه تلاش میکرد که مردم را از شیطنت و نیرنگ معاویه آگاه سازد کمتر موفق میشد . اینجا بود که تصمیم گرفتن بسیار دشوار میشد، چرا که اگر آقا امام حسن (ع) راه جنگ را پیش میگرفت هویت معاویه ویارانش که هر روز بر ضد جنگ تبلیغ میکردند و با فریب و تطمیع مردم ساده لو خودر را مسلمان واقعی جلو گر میساخت پنهان میماند و جنگیدن نتیجه ای جز از دست دادن یاران و مسلمان واقعی که تعدادشان زیاد هم نبود می انجامید و اسلام ناب محمد و تلاش های حضرت علی (ع) در طول حکومت کوتاه چهار سال و اندی به دست فراموشی سپرده میشد ، اگر هم نمی جنگید باز هم مورد سرزنش بعضی از بیخردان و متعصبان قرار میگرفت و آن حضرت را به ترس و دنیا طلبی متهم میکردند  در چنیین شرایط دشوار آن حضرت میبایست یکی را انتخاب میکرد یا حفظ نیرو های مومن به اسلام وافعی و ذخیره آنها برای روزی که بتوانند جبهه ای جدید را در برابر کفر و نفاق تشکیل دهند و با مبارزه  بی امان خود چهره واقعی کافران به سرکردی معاویه را بر ملاح سازند و یا اینکه میجنگید و و این نیرو ها شهید میشدند و معاویه در آن برهه از زمان با تبلیغ مغرضانه و نیرنگ چهره شهدا را مخدوش و آنهارا جنگ طلب و غیر مسلمان جلوه گر میساخت این بود که آقا امام حسن (ع) با از خود گذشتی و پیذیرفتن اتهامات واهی به خود با یک تصمیم شجاعانه با سر دسته نیرنگ بازان معاویه ملعون وارد مذاکر شد و با این کار مسلمان واقعی و اسلام راستین را حفظ کرد تا جایی که بعد ها  آقا امام حسین (ع) توانست با خیال راحت تصمیم به جنگ بگیرد چرا که آن بزرگوار اطمینان داشت که اگر در میدان مبارزه به اتفاق همه یارانش شهید هم بشود مسلمان آنقدر آگاه شدند که راه آقا امیر مومنان علی (ع) و امام حسن (س) ادامه یابد . با تمام وجود به روح پرفتو حضرت محمد (س) و خاندان بزرگوارش و همه شهدای را اسلام و آزادی درود میفرستیم و خود را از رهروان آن بزرگوار میدانیم

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

هنر نمایش بر پلکان ترقی شنبه 1386/06/17 11:51 قبل از ظهر

مدار صفر درجه سریالی موفق

 

 

 

 

مدار صفر درجه سریالی موفق

 

این روزها دست اندر کاران رسانه ملی مثل همیشه سعی دارند با برنامه های متنوع و آموزنده اوقات فراغت مردم را فراهم سازند . نمونه ای از این تلاش ها تولید و یا خرید سریال های تلویزیونی است . در بین این سریال ها ، سریال مدار صفر درجه و سریال جواهری در قصر از بیینده گانی زیادی برخوردارند . مدار صفر درجه حاصل تلاش  هنرمندان کشورمان میباشد که با بهره گیری از دانش هنری و انتخاب هنرمندان موفق و با تجربه داخلی و خارجی ، قیلمنامه خوب ، گریم و دکور عالی توانست بخشی از تاریخ کشورمان را بتصویر بکشد . این سریال موفق که هم زمان با سریال جواهری در قصر  پخش میشود نشان داد که هنرمندان ایرانی اگر بخواهند و امکانات کافی در اختیار داشته باشند میتوانند آثاری خلق کنند که با صادر نموده آنها به خارج از کشور ، هنر ایران را معرفی و حرفی برای گفتن داشته باشد . مدار صفر درجه توانست مرز بین ادیان و همبستگی آنها ، جدایی یهودیت را با صهیونیسم جهانی آشکار سازد و نشان دهد که ادیان الهی در حین اینکه در جزییات اختلافاتی دارند و در کل یک راه را طی میکنند و همه انسانها ضمن حفظ ملیت و هویت خود با توجه به مشترکات انسانی و اخلاقی میتوانند در کنار هم زندگی موفق ، مسالمت آمیزی داشته و حتی سیاست مدران نیز در مبارزه با  استعمارگران و جهانخوران در جهت حفظ ارزشها انسانی همسو باشند  و همچنین توانست فعالیت مغرضانه و استعماری دول جارجی و مخصوصا انگلستان ، آلمان ، روسیه ، و ورود آمریکا را به جرگه دول استعماری در جهت خدشه دار کردن استقلال ایران و در نهایت چپاول ثروت های ملی کشور پهناور مان در یک مقطع زمانی را بتصویر بکشد و با ظرافت کامل نشان داد که در آن زمان چگونه بعضی از سیاست مداران با گرایش به دول خارجی بر خلاف منافه ملی کشورشان خواسته و یا نا خاسته حرکت  میکردند و یا اینکه  در هر زمان انسانهایی هم بودند که دلسوزانه برای کشورشان در شرایط سخت تلاش میکردند تا چهره زشت استعمار گران و همچنین ایادی داخلی آنها را نمایان سازند و با تلاش بی وقفه راه درست را برگزیده تا اسقلال ایران حفظ شود و هدایت کشتی بزرگ سیاست کشور به دست بیگانه گان نیفتد .  

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم یکشنبه 1386/04/10 11:2 بعد از ظهر

بسم الله الرحمن الرحیم

آزمون زندگی

به راستی زندگی آزمون سراسری است که زمان برگزاری آن هر لحظه از زندگی ماست زیرا در هر موقعیت زمانی و یا مکانی که هستیم آزمونی با گزینه های متفاوت و گاه  بسیار فریبنده پیش رویمان قرار دارد. بکوشیم تا از کسانی نباشیم که آزمون سراسری زندگی را  سرسری پنداشته و به خاطر فریبندگی فراوان گزینه های نادرست ، از تشخیص وانتخاب راه درست ز ندگی باز بمانیم و یادمان باشد که در گذر زمان  کتاب آسمانی ما  قران مجید  پاسخ تشریحی سوالات زندگی ماست که در آن دستورهای عقلانی با زبانی شیوا به روشنی بازگوشده  تا ما برای شرکت در آزمون زندگی آمادگی کامل داشته باشیم  بی تردید با انتخاب  گزینه ی صبر و توکل و تلاش ، پیروزی و سربلندی از ان ما خواهد بود

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

اختلاف طبقاتی از کجا تا کجا شنبه 1386/02/29 10:32 قبل از ظهر

 

                              بنام خدواند بی همتا

 

اختلاف طبقاتی از کجا تا کجا

همه روزه آدمی ، در سطح شهر  افرادی را میبیند که از وضع ظاهرشان میشود فهمید که این بندگان خدا در چه طبقه ا ی از اجتماع جای دارند . انسانهایی را میبینی که  ماشین آنچنانی سوار شده و لباسهای بسیار گرانقیمت در بر کرده ،  وسایل و امکانات بسیار خوب رفایی را دارا میباشد ، طوری هم رفتار میکنند که انگار همه دنیا برای آنها آفریده شده و  در  مقابل افردای هم دیده میشوند که از  حد اقل امکانات زندگی محرومند یا اگر هم چیزی داشته باشند بسیار ناچیز و در خور توجه نیست. شاید همه ماه هر روز انسانهایی را میبینم که زباله های منتظر حمل وسیله شهرداری را وارسی میکنند تا از آن روزی خود را بدست آورند ، یا پسر و  دختر بچه هایی دیده میشوند که در وسط چهار راه ها یا گل میفروشند یا شیشه ماشینها را تمیز مبکنند و یا بساط  واکسی در گوشه ای بر پا نموده و کفش دیگران را واکس  میزنند و یا در پارک ها بی هدف و سرگردان پرسه میزند و بعضی از آنها متاسفانه افراد فراری از مشکلات خانواده ها هستند،  در صورتی که همه آنها باید در همان روز پشت میز و نیمکت مدرسه ها نشسته باشند، یا اینکه پیر زن و پیرمردی را مشاهده میکنید که وسیابل بسار ابتدایی را برای فروش آورده در سرما و گرما در کنار پیاده رو خیابانها نشته و منتظر مشتری مخصوص به خود هستند  در حالیکه سن و سال  و یا آیروی آنها اقتضای چننین کارهایی را نمی کند.  البته قابل ذکر است که در یک جامعه انسانی اختلاق طبقاتی تا حدودی اجتناب ناپذیر است و لی این ختلاف نباید از حدی فرا تر رود چرا که پیامد های ناگواری را در جامعه بدنبال خواهد داشت ، زیرا انسانها نیاز های اجتماعی مشترکی دارند و نمیشود نسبت  به خواسته های آنها بی تفاوت بود اگر این خواسته ها تا حدی تامین نگردد یعنی افرادی برخوردار شوند و افرادی بی بهره ، مشکلات  عدید ه ای را بوجود میآورد که آنوقت مسئولین جامعه برای کنترل آنها باید هزینه های گزافی را صرف گرد آوری نیروهای نظامی و انتظامی و قضایی نماید  . نمونه بارز این مشکلات را در قالب بیکاری ، بزه کاری افراد ، دست زدن به کار های موهن مثل سو استفاده از اعتقادات پاک مذهبی تحت عنوان ارتباط باائمه  معصومن (ع) ،  تبلیقات وسیع و نادرست در خصوص فروش یک کالای غیر واقعی و بدون کیفیت یا درمان بعضی از بیماری ها بدون اینکه در باره آن بیماری اطلاعاتی داشته باشند نظیر انرژ پی درمانی ،جادوگری ، جعل اسناد دولتی ، یا هر کار غیر قانونی دیگه که یتواند آنها را از نظر مالی توانمندسازد میتوان دید . اما سوالی که مطرح است این است ، این اختلاف طبقاتی فاحش که یاد آور زندگی رقت بار چند قرن پیش (دوران فئودالیته) میباشد چگونه بوجودآمده.است ؟. یکی از عوامل این پدیده نا میمون اجتماعی بی توجهی مسولین در خصوص اشتغال و توزیع کارهای در آمد زا و یا در اختیار قرار دادن آنها به افرادی خاص که معمولا از روی رابطه و بدون زابطه انجام میگیرد میباشد . که نمونه آن را در ادارات دولتی و شرکت های وابسطه به دولت میتوان زیاد دید ،  برای مبارزه با افزایش اختلاف طبقاتی اولین قدم اینکه دولت افراد اجتماع را با یک چشم ببیند به فرا خور استعداد آنها عوامل ایجاد در آمد را بین افراد توزیع نمایند و جلوی رانت خواری و سو استفاده ها و عمل نمودن رابطه بجای زابطه را بگیرد ٌ و مسولین قضایی با شدت با افراد خاطی برخورد نماید و اگر قرار است برای کمک به اقشار آسیب پذر یارانه ای به کالایی تعلق یگیرد باید این یارانه ها نقدی و بصورت مستقیم در اختیار افراد قرار گیرد و کالا با قیمت واقعی عرضه گردد تا دست واسطه ها کوتا شود با این کار دیگر شاهد قاچان کا لا ها مخصوصا سوخت آنهم در ابعاد وسیع یعنی با کشتی به کشوار های همسایه نخواهیم بود و یا با کنترل مرزها جلوی کالا های وارداتی بدون مجوز با کیفیت پایین را که معمولا جیب افراد دهک پایین جامعه را خالی میکند گرفته شود و همچنیین موسسات آموزشی که با پول ، بدون گرفتن کنکور راه را برای افراد بی استعداد به مراکز دانشگاهی باز میکنند سد شود تا در آینده این افراد نتوانند با رابطه پست های اداری و کاری را اشغال نموده و باعث افت کاری و بهروری در محیط  اقتصادی جامعه گردند هر چند که دولت تلاش هایی در جهت کاهش اختلاف طبقاتی از قبیل در دستور قردادن اجرای اصل 44 و توزیع سهام عدالت و  مباره با سوء استفاده مالی را دنبال میکند ولی این کافی نیست و امید واریم که مسولین جامعه هر چه زودتر به هدفهای انقلاب اسلامی که همان هدفهای عالی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی و همچنین مقام معظم رهبری و دیگر دلسوزان کشور میباشد جامع عمل ببپو شاند تا دیگر شاهد این احتلاف زشت که در شان حکومت مقدس اسلامی نیست و در هیچ جای دنیا دیگر طرف داری ندارد و همه مسولین کشور ها بشدت با آن مبارزه میکنند  نباشیم

 

                                                              

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

جاذبه هنر بیگانه در در ایران شنبه 1386/02/22 11:21 بعد از ظهر

بنام خالق بی همتا

                                     

 

                                     جاذبه هنر بیگانه در در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جواهری در قصر ، عنوان سریالی تلویزیونی است که مدتی است که شب های شنبه شاهد پخش  آن از شبکه 2 سیما  میباشیم .  این سریال ساخت کشور کره بود و بر خلاف روزهای آغازین که بیینده زیادی نداشت ولی با پخش چند قسمت از آن خیلی زود بیینده گان زیادی را به خودش اختصاص داد بطوری که یاد آور سریال پربیینده . تاثیر گذار اوشین در اوایل انقلاب شد . سریال جواهری در قصر  ضمن برخورداری از فیلمنامه بسیار قوی و تاریخی با بکارگیری هنرمندان توانا ، جذاب ، هنر نمایش را برخ بیننده میکشد و نشان میدهد که بازیگران تحصیل کرده هنر سینما چقدر میتوانند ایجاد خلاقیت نمایند و بر افکار عمومی دنیا تاثیر گذار باشند بطوری که این سریال در بسیاری از شبکه های تلوزیونی دنیا پخش و آنطور که سایت ها و خبر گذاری ها گفتتند بسیار موفق بوده تا جایی که کتابهای آشبزی هنرپیشه نقش اول آن (یانگوم ) طرفداران بسیاری دارد و یا بعضی از شرکت های هوایی به این نام (یانگوم ) نامگذاری شدند ودر کشورمان  نیز این روز ها اکثرخانواده ها انتظار شبهای شنبه را میکشند  تا این سریال را مشتاقانه ببیند و تاثیر نقش آفرینان این سریال بر روی جوانان و نوجوانان بخصوص دختران بقدری است  عکس های آنها را جمع آوری میکنند و در مدارس و دبیرستان ها با ذوق و شوق خاصی  موضوع سریال را برای یکدیگر تعریف و اسم های هنرمندان آن را خیلی ساده روان  و خودمانی باز گو مینمایند گویی که با آنها زندگی میکنند  و با آب و تاب آینده این سریال را حدس میزنند که چه خواهد شد و در باره همین سریال  وبلاگ های زیادی در اینترنت مطلب مینویسند و و تصویر هایی گوناگون از بازیگران آنان ارایه میکنند اما سوالی که مطرح است ، چرا اینگونه است ؟ چرا یک سریال بیگانه اینقدر در افکار عمومی مردم ما تاثیر گذار است ؟ بطوریکه سریال های ایرانی این تاثیر را ندارند ضعف ما در کجاست ؟ شاید این ضعف را در درجه اول بها ندادن مسولین فرهنگی جامعه به هنر نمایش دانست و  یا  عدم استفاده از افراد تحصیل کرده در این فن  ، یا اینکه مثل خیلی از کارهای دیگر که رابطه بجای زابطه عمل میکنند و هر کسی از راه میرسد وارد این حرفه میشه اسم خواننده و یا هنر پیشه را بر روی خود میگذارد ، یا اینکه  هنر نویسندگی و فیلمنامه نویسی در این مورد ضعیف عمل میکند و از آثار مسند و جذاب کمتری در ساختن سریال های تلویزیونی استفاده میشود . همه ما خاطره تاثیر سریال اوشین را از یاد نبردیم ، تا جایی که فردی اظهار میکنند الگوی من در زندگی اوشین است ضمن این که از زحمات بی دریغ دست اندرکاران بخش فرهنگی کشور بخاطر زحماتشان تشکر میکنیم اما یاد آور میشود چرا ما نباید چنیین سریالهای جذاب بسازیم تا کودکان ،نوجوانان ، جوانان و یا خانواده ها نقش آفرینان آنان را الگوی خود قرار دهند و با صادر نمودن محصولات فرهنگی ایران اسلامی تاثیر فرهنگی ، فرهنگ غنی اسلامی ایرانی را  بر مردم کشورهای مختلف  شاهد باشیم . به امید آن روز

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

هیچ وقت دیر نیست سه شنبه 1386/02/18 1:11 بعد از ظهر

بنام خداوند حکیم

 

                                   

 

جز علم طلب مکن تو اندر این عالم

 

                                          چیزی که ترا زغم رهاند علم است

 

مطلبی که در پیش رو دارید از سرکار خانم سارا خاتمی و مندرج در ویژه نامه نسل سوم  روزنامه همشهری میباشد که احساس نمودم انتشار آن برای خوانندگان وبلاگ خالی از لطف نباشد مخصوصا آندسته از براداران و خواهرانی که فکر میکنند با گذشت بیست و چند سال از سنشان و چند بار شکست در کنکور دیگر باید قید تحصیل را زده و به اصطلاح میگویند دیگر از ماه گذشته است امیدورام با خواندن مطلب زیر  بخود بیایند بدانند  که هیچ وقت دیر نیست

 

اسمش نولا اوهس است و 95 سال دارد او رکورد مسن ترین دانشجو جهان  را که قبلا در اختیار موزل ریچارسون 90 ساله از کشور گینه بود را شکست او همیشه ردیف اول کلاس نشسته بود و با دقت به صحبت های استادش گوش میداد و بسرعت یادداشت برداری مینمود و زمانی که استاد سوالی را مطرح میکرد او جزء اولین نفر هایی بود که دواطلب پاسخ گویی بود

نولا دو  وجه تمایز داشت که او را از بقیه دانشچویان متمایز میساحت یکی سن او و دیگری پاسخگویی سریع

نولا همیشه مورد توجه رسانه های گروهی بود و اصحاب مطبوعات مشتاق مصاحبه با او بودند و ایشان نیز از این موضوع خرسند ، چون معتقد بود این کار موجب توجه همه گان  به منطقه زندگی او و همچنین دانشگاه محل تحصیلش میشود

نولا میگوید تا زمانی که از سلامت جسم و روح برخوردار میباشد از تلاش و کوشش دست بر نخواهد داشت و او معتقد است که سن شناسنامه تنها و تنها یک عدد است و این عدد نباید برای انسان محدودیت ایجاد نماید و مانع تلاشهایش گردد

نولا 95 ساله دارای سه فرزند و 13 نوه و یک مزرعه زیبا میباشد که زمانی هم معلم  یک مدرسه بود که فقط یک کلاس بیش نداشت و جالب توجه است که بدانید نولا با نوه 21 ساله اش همزمان فارغ التحصل شدند و آنها از این موضوع ابراز حوشحالی میکنند در پایان لازم میدانم که سحنان حضر ت محمد (ص) و حضرت علی (ع) را نقل کنم  که جهت کسب دانش سفارش فرمودند

 

طلب علم بر هر فرد مسلمان واجب است      حصزت محمد (ص)

 

فراگیری علم و دانش ، فراگیری علم حسنه است و تدریس آن به منزله تسبیح خداوند                                                  حضرت علی (ع)

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

نقش نیروی انسانی در اقتصاد پنجشنبه 1386/02/06 1:16 بعد از ظهر

                                                   بنام خدا

 

                               نقش نیروی انسانی در اقتصاد جامعه

 

هزاران سال پیش وقتی که انسانهای  نخستین بر  روی کره زمین پراکنده بودند برای ادامه زندگی  غذای خودر را بشکلی تامین میکردند و هرچند که در ابتدا بطور غریضی از گوشت حیوانات و برگ درختان استفاده مینموند از آنجایی که انسانها فطرتا خدا جو و دانشدوست میباشد کم کم بکمک تعقل و فکر این دو موهبت خدادادی سعی کردند طبیعت را بشناسند و از آن بهره گیرند و برای این کار به ساخت لوازم اولیه همت گماشتند  و اولین لوازم و وسایل کار ساحته شد و نقش انسان در اینجا به اثبات رسید  و در نتیجه فرهنگ کار نیز شکل گرفت با پیشرفت بشر و تلاش و کوشش آنان طبیعت به تسخیر  آدمی در آمد این روند  ادامه پیدا کرد و تا به کشف و اختراعات مهمی از قبیل اختراع ماشین ، بخار ، کشتی ،لوکو مو تیو ، تلگراف،تلفن ، کشف واکسن ، میکروب ،مبا رزه با انواع بیماری ها نقش انسان برجسه تر شد  و روابط انسانی ایجاد گردید و نامی بر این روابط نهاده شد که نظام فئودالی یکی از این تشکل ها بود و در این نظام فرهنگ کار و کارگر و کار فرما بوجود آمد که کافرمایان ارباب و کارگران دهقان و  روابط آنها یک روابط ارباب و رعییتی و این نظام هرچند که از بی نظامی بهتر بود ولی مطلوب انسانها نبود و استثمار و استعمار و بهرکشی از دهقانان و یا هرکسی که ابزار و وسایل کار نداشت فراوان  و نظام دستمزد هم یک نظام عادلانه نبود و افراد زیادی کار میکردند و عده ای محدوی نیز ار دست زنج آنها استفاده میبردند  اما جامعه انسانی رو به پیشرفت بود و این پیشرفت نیاز های جدید را طلب میکرد و همجنین فرهنگ جدید ؛  تا اینکه اختراعات و کشفیات بشر در گذشته زمینه ساز انقلاب صنعتی در اروپا گردید و با شروع این انقلاب کارخانجات عظیمی بوجود آمد و نظام فئودالی نیز کم کم از جامعه رخت بر بست و جای خود را به نظام صنعتی داد و جامعه جدید شکل گرفت  کار و  فرهنگ کار نیز عوض شد و کار فرمایان و کار گر ان جا یگزین ارباب و رعییت گردید ند و نظام کاری نیز شکلی جدید بخود گرفت و برای هماهنگی بین کار فرما و کارگران یک نظام حقوقی نوشته شد و این نظام حقوقی قانون کار  نام یده شد و همه این مجموعه در زیر چتر این نظام حقوقی بکار پرداختند و با گشترش نیازها و همچنیین کار ها و کارخانه های جدید و پیچیده میطلبید که کارگران و هم کار فرمایان خود را به علم روز آشنا و هم از وسایل و تکنیکهای جدید  استفاده نمایند ،امروز چرخهای عظیم تولید در سراسر دنیا بدست نیروی های انسانی متخصص به گردش در میآید میتوان این عصر را عصر الکترونیک ، تکنولوپهای پیشرفته ( بیو تکنولوژی ، نانو تکنولوژی ، کامپوزیت ها ، هسته ای  ) نامید تا جاییکه گسترش  واحد های صنعتی را در جایجای دنیا از جمله کشور عزیز مان ایران میشود دید و امروزه بر کسی پوشیده نیست که این واحد ها بدست نیروی توانمند انسانی اداره میگردد و   نقش این نیروها  بخوبی   آشکار است 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

کارگران قشری ضعیف که کمتر دیده میشوند پنجشنبه 1386/01/30 0:15 قبل از ظهر

                     روز جهانی کار گر را گرامی میداریم

                                               

                                                                   

کارگران در شمار مظلومین تاریخند چرا که در طول تاریخ این مظلو مین هستند که برای احقاق حق خود مجبور  به مبارزه هستند  کارگران نیز به این مبارزه دست زدن برای روشن تر شدن مطلب بهتر است نگاهی کوتا به  برتاریخچه‌ این مبارزه که منجر به روز جهانی کارگر شد بیندازیم

 

اول ماه مه سال  1886 میلادی، در اعتراض به ساعت کار زیاد، حدود 340هزار از کارگران آمریکایی دست به  راهپیمایی زدند و 190هزار نفر از آن‌ها در سراسر کشور دست به اعتصاب زدند.

تظاهرات کارگران در شهر شیکاگو به خشونت کشیده شد. بین تظاهرکنندگان و پلیس درگیری و پلیس به سوي تظاهرکنندگان آتش گشودند. سپس رهبران اتحادیه‌ها را بازداشت و چهار نفر از این رهبران را به اعدام و عده‌ی زیادی را به زندان محکوم کردند. اما این جنایت از سوي اتحادیه‌های کار در اروپا و آمریکا بی‌پاسخ نماند. موج اعتراض و اعتصاب‌ها سرانجام پس از یک سال دولت‌های سرمایه‌داری را به عقب‌نشینی واداشت. قاضی‌های بیدادگاه شیکاگو به عنوان جنایت‌کار محاکمه شدند و از خانواده‌های اعدام‌شدگان و همه‌ي کارگران زندانی اعاده‌ی حیثیت شد.  سر انجام  8ساعت کار درروز قانونی شناخته شد و به این ترتیب روز اول ماه مه سال  1886 میلادی  مطابق با 11 اردیبهشت ماه  هجری روز جهانی کارگر نام گرفت.

هر ساله مردم جهان این روز را گرامی می‌دارند و در اول ماه مه کارگران به خیابان‌ها می‌آیند تا یک‌صدا اعلام کنند که تنها خواستشان محدود به کاهش ساعات کار نبوده بلکه خواستار ارتقاء سطح رفاه زندگی و معیشت و ... هستند.

اعتصاب وسیع سال 1886 اعمال قدرتی بود از سوی کارگران برای اثبات مظلمومیت این قشر و بهبود شرایط کار و زندگی، و نیز تاکیدی برای برخورداری از حقوق انسانی آنان ، از سوی دیگر این جنبش، تهاجمی بود علیه سیاست‌های طبقه‌ی سرمایه‌دار و بی توجهی به ساعت کار و  افزایش آن، استثمار کارگران و ایجاد بیکاری فراگیر قشر کار گر

                                             

 

در ایران نیز افکار سرمایه داری بصورت  خزنده علی رغم خواست  نظام مقدس جمهوری اسلامی و دولت خدمت گذار  با اتکاء به اهرم‌های مختلف، برای تضیع حقوق کارگران و پایین نگه داشتن دستمزدها، یا بیکار كردن گسترده آنان، فشار مضاعفی را بر مزد بگیران و حقوق ‌بگیران تحمیل مي‌کند. کارگران به دلیل پایین بودن دستمزد و سطح معیشت مجبور به انجام اضافه‌کاری هستند و در بسیاری از موارد، به مشاغل دوم و سوم نیز روی می آورند . در این میان نیز خیلی از کارگران بیکار شده و  در بی‌حقوقی مطلق به سر مي‌برند و خانواده بسیاری از آن‌ها در معرض فروپاشی است. یکی از علت‌های مهم افزایش خشونت در خانوادها و  فساد در جامعه بیکاری و فقر و همچنین کمی در آمد و اختلاف  شدید طبقاتی که ناشی از بی توجهی مسئولین زیربط به ثابت نگهداشتن دستمزد ها تحت این عنوان که کار آفرینان قدرت پرداخت ندارند  میباشد که خانواده را از مسیر اصلی خود خارج نموده و به بیهراه میکشناد. و به همین خاظر امروز شاهد مشکلات بسیاری در سطح جامعه میباشیم که ناشی از همین بی توجهی ها و عدم کار کارشناسانه در خصوص معیشت قشر آسیب پذیر جامعه است و نمونه ای از این بی توجهی ها را میشود بشکل اینکه سال‌هاست کارفرمایان در ایران، برای پایین نگه‌داشتن سطح دستمزد ها  از استخدام رسمی کارگران خودداری مي‌کنند ویا برای استخدام آن‌ها از قراردادهای موقت و  گرفتن چکهای سفید امضا و سفته در خصوص عدم پیگری کارگران از حقوق حقه خود در مراجع ذیصلاح ... استفاده مي‌کنند. یا اینکه  شاهد کار کردن افراد تحصیل کرده بخصوص زنان و دختران در مغازه ها و کار گاه های کوچک و شرکت های خصوص مطبها و داروخانه ها با حقوق بسیار ناچیز و کار فراوان و عدم برخوارداری از یک نظام حقوق واحد هستیم امیدوارم دولت جمهموری اسلامی کشور مان که همیشه مدافع افراد ضعیف جامعه بود و هست بطور جدی به اصلاح بعضی از قوانین از جمله لغو قانون خارج شدن کار گاه های کوچک از حمایت های قانونی کار و همچنین بر داشتن محدودیت 50 نفر جهت برخورداری از طرح طبقه بندی مشاغل و همچنین جبران کسری دستمزد ها با توجه به تورم واقعی و ذخیره نمودن مرخصی استفاده نشده کارگران مثل کارمندان دولت جهت برخورداری از بهای آن در پایان خدمت و حمایت مسئولین وزارت کار و امور اجنماعی با بازرسی های مستمر و کنترل نامحسوس بازرسین ادارات  کار  به لحاظ عدم تبانی با کارفرمایان جهت تضییح حقوق کارگران از طرف هیئت های  بازرسی و نظارت ، واگذاری الویت دار سهام عدالت به کارگران فکر جدی برای اشتغال فرزندان و حمایت دولت از خانواده های آنها در جبران هزینه های سر سام آور دانشگاه ها و مراکز آموزسی ، ایجاد استراحت گاه در نقاط مختلف کشور به خصوص در اماکن زیارتی و برخورداری کارگران و خانواده هایشان میتواند نام  مقدس جمهوری اسلامی ایران را در مجامع بین المللی در جهت حقوق کارگران پر آوازه و نیک نگاه دارد . به امید پیروزی هدفهای بزرگ نظام مقدس و  سربلند جمهوری اسلامی ایران و حکومت عدل الهی همچون حکومت علی (ع) که آرزوی همه مردم ایران است

 

                                                                 التماس دعا  

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

شخصیت واقهی انسان چگونه آشکار میشود جمعه 1386/01/17 0:55 قبل از ظهر

 گاهی وقتها دست سرنوشت آدمی را با بعضی از انسانها آشنا میکند که در برخورد اول چهره بسیار معصوم و رفتار صادقانه را از خود نشان میدهند این اوصاف چنان در آنان قوت دارد که آدم فکر میکنند تمام خصایل انسانی در آنها وجود دارد این مضلومیت و رفتار بظاهر صادقانه آنها انسان را وادار میکنند که برخورد متقابل از خود نشان دهد و در جهت محبت به طرف مقابل و کمک به او از هیچ کوششی دریغ نکند اما غافل از اینکه گاهی وقت ها مظلومیت و رفتار صادقانه بعضی افراد ناشی از کمبود ها و سرخوردگیها و ناکامی ها در زندگی آنان است ولی متاسفانه  تشخیص این مسئله کار راحتی نیست مخصوصا اگر مخاطب آنها انسانی عاطفی و صادق و خوشبین باشد و زمانی میتوان شخصیت واقعی آنهارا شناخت که مشکلات و ناکامی های آنان فروکش نماید و از چنگال حسرتها خلاص شوند اون وقت است که شخصیت واقعیش بروز میکند و خیلی زود از پشت خنجر میزنند و با نادیده گرفت تمامی محبتهای طرف مقابلش و در طول آشنایی آنان نمک نشناسی میکنند و فکر میکنند که دنیا دیگر در کام آنان برای همیشه شیرین میماند امیدوارم ما آدم ها همیشه قدر محبت و کمک دیگران را که در شرایط سخت زندگیمان دریافت میداریم بدانیم و اگر از آنها تشکر نمیکنیم حد اقل انسانیت را از یادنبریم

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

هولو کاست افسانه یا واقعیت یکشنبه 1385/09/26 7:8 بعد از ظهر

هولو کاست

 

امروز گاهی در رسانه های گروهی و یا از زبان بعضی از افراد کلمه هولو کاست زیاد شنیده میشود که در باره آن بحث و گفتگو و اظهار نظر میکنند و این اظهارات مردم را با این واژه بیشتر آشنا میسازد . هولو کاست از دو واژه یونانی holos  به معنی همه و kaustos   به معنی سوزاندن و نابود کردن ترکیب یافته است و این دو واژه بر روی هم به معنی همه سوزی است و در اصطلاح از آن به معنی قربانی بزرگ هم یاد وبه واقعه ای اطلاق میشود که در سالهای بین 1939 تا 1944 در جنگ چهانی دوم قریب به شش میلیون یهودی از سراسر اروپا جمع آوری و به آلمان و لهستان فرستاده تا در اوردو گاهای مرگ مانند اردو گاه آشویتس که مهمترین آنها بود در کوره ها ی آدم سوزی سوزانده شوند و همچنین قتلهای دسه جمعی هم وجود داشت که یهودی ها را وارد اطاق های بزرگی میکردند که در سقف آن دوش های گازی وجود داشت و پس از بستن درب اطاق ها از دوشها، گازی  بنام زیلکون ب خارج و موجب خفگی همه میشد . و اما آیا این موضوع واقعیت دارد  یا ساخته و پرداخته دست صهیونیست هاست چیزی است که باید در تاریخ دنبال آن بود اما به گفته پروفسور روبرت فوریسون نویسنده کتاب مشهور اتاقهای گاز واقعیت یا افسانه  او که 76 سال داشته و داری دو ملیت انگلیسی و فرانسوی میباشدو استاد دانشگاه لیون در فرانسه بود . کاملا رد شده و میگوید  در اواخر جنگ جهانی دوم صحنه های دلخراش بعضی از اردوگاه ها ی اسرا و اجساد روی هم انباشته شده آنها که از بیماری تیفوس جان داده بودند زمزمه های کوره های آدم سوزی را افزایش داد و صهیونیست ها با ابزار تبلیغاتی خود بطور گسترده روی این مسئله سرمایه گذاری کردند و اما حقیقت چیز دیگری بود. از نیمه دوم قرن 19 میلادی و چند سال پس از پایان جنگ چهانی دوم واژه هولوکاست در فرهنگ سیاسی ، مفهوم و معنای ویژه ای یافته و تقریبا به اسم خاص بدل شده است .از آن هنگام به بعد ماجرا کشتار شش میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم از سوی نازی ها که یک داستان ساختگی است را هولو کاست می  نامند و این واژه را در تمامی متون با حرف h   بزرگ نشان میدهند

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

اختلاف سنی زیاد در ازدواج مشکل ساز است شنبه 1385/09/04 11:5 قبل از ظهر

 

اختلاف سنی زیاد در ازدواج گاهی میتواند به عدم وفاداری و بی اعتمادی بیانجامد خطراتی که میتواند زوجین با اختلاف سنی زیاد را تهدید توافق نداشتن یا ناهماهنگی هیجانی است . در چنین شرایطی نوع دید هر یک از طرفین در زندگی با طرف مقابل متفاوت است البته ممکن است زوجین تا مدتی علایق خود را فدای علایق طرف مقابل نمایند اما این مسئله موقتی است و پس از مدتی احساس میکنند که نه خود به آنچه طرف مقابل دوست دارد علاقه دارد و نه طرف مقابل از حضور و بودن در مکانهایی که آنها از آن لذت میبرند احساس رضایت میکند و این مسائل بتدریج موجب بروز اختلاف میشود و روابط زناشویی را تحت تاثیر قرار میدهد . در چنین شرایطی وقتی آمال و آرزو های زن و یا شوهر تحقق نمی یابد احساس میکنند که باید در جای خارج از این رابطه مشترک به دنبال رسیدن به خواسته هایشان باشند و بدین ترتیب احتمال عدم وفا داری و سلب اطمینان میان زوجین افرایش می یابد . با توجه به تغییر شیوه زندگی در دهه های اخیر ارزشهای اخلاقی و معیار های انسان نیز تغییر یافته و سلیقه های انسانها در انتخابها تفافت پیدا کرد به همین خاطر اختلاف سنی زیاد در ازدواج باعث میشود که انسانها کمتر بتوانند  بر خلاف خواسته ها و معیار های خود بیش از یک دهه یکدیگر را تحمل نمایند و اختلافات شروع و شاید منجر به ناکامی در زندگی گردد پس قبل از ازدواج همه معیار های منطقی را بررسی و با دید باز به انتخاب همسر اقدام نمایید

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

ميخواستم او بهترين باشد شنبه 1385/09/04 11:3 قبل از ظهر

سلام دوستان

مطلبي را كه در پيش رو داريد برگرفته از اينترنت ’ با زحمت سر كار خانم سحر كمالي نفر ترجمه شده از آنحايي كه اين يادداشت  به نظر داراي مطالب جالب و آموزنده ميباشد آنرا عيننا براي شما دوستان عزيز پست ميكنم اميد وارم مفيد به فايده باشد

 

اوايل پاييز بود وقتي كه كوچ پرندگان نيز به نقاط گرمتر آغاز میشود چندين پرنده در نزديكي خانه ما ، خود را در لابلاي بوته ها پنهان كرده بودند . پرهايشان ريخته بود ، و توانايي پرواز نداشتند ، بايد مدتي صبر ميكردند تا با رويدن دوباره آنها بتوانند پرواز كنند . ما هم در خانه خود يك مسافر داشتيم . دخترم كه مشغول روزشماري براي رفتن بود قرار بود تا چند روز ديگر به يكي از دانشكده هاي شرق انگلستان نقل مكان كنند  و از ما دور شود . به گفته خودش احساس ميكرد ديوار ها برايش تنگ شده و ديگر فضايي برای تنفس نمانده است . و ميگفت خوشحال است از اينكه تا چند روز ديگر قرار است از فضاي اطاقش آزاد شود . و به محلي ديگر براي ادامه تحصيل برود كه هم بتواند در آن روياهايش را ببيند و هم از قوانين خشك خبري نباشد . ميگفت ميتواند با همسن و سالانش گفتگو كند و شاد باشد . اما من به او ميگفتم نميتواند با هركسي هم رابطه دوستي بر قرار كرد بايد مراقب بود و احتياط كرد. او چند دست لباس تازه براي رفتن تهيه كرده بود ’ اما وقتي آنها را به من نشان داد به او گفتم كه رنگ آنها چندان مناسب نيست و در ضمن اگر من جاي او بودم پولم را اینطور خرج نميكردم . به او گفتم وقتی به آنجا رفتي از غذا هاي سالم بخورد و مرتب با دوستان جديد غذاهاي چرب و آماده نخورد . زيرا همينطوري هم كمي چاق شده اي . احساس كردم دخترم هنوز مانند پرنده گاني كه پرو بال پرواز ندارند’ توانايي پرواز ندارند ’ توانايي زندگي مستقل را ندارد . اگر من به او نگويم چه كند ’چه بگويد ’ يا بكجا برود ’ معلوم نيست چه بلايي برسرش خواهد آمد .  در آخرين روز هم براي اينكه خيلي دلتنگ نشود گفتم اصلا نمي خواهد ناراحت ما باشي زيرا در اين مدت آنقدر ريحت و پاش كردي كه تا چند روز بايد اطاقت را مرتب كنم و تصور نميكنم بی تاب شوم . اما واقعيت اين بود كه اين ماه آخر برايم سخت و پايان ناپذير بنظر ميرسيد . بالاخره روز رفتن فرا رسيد . او تنها دخترم بود و دوست داشتم همه چيز به بهترين وجه ممكن باشد . موقع خروج از منزل وقتي قرار بود همراه همسرم و او به فرودگاه برويم داشت به گونه اي متفاوت به من نگاه ميكرد كه من به او گفتم بند كفشت را درست نبسته اي ؟

او هم خم شد تا بند كفشش را درست ببند و من با خود فكر كردم اگر بند كفش موجب شود او به زمين بيفتد و من براي كمك آنجا نباشم چه كنم ؟ ما به فرود گاه رسيديم و او خواست با ما خدا حافظي كند . وقتي مرا در آغوش گرفت تا ببوسد براي اينكه نكند ناراحت و غصه دار شود به او گفتم بس است خودت را لوس نكن كه از هوا پيما جا نماني .

اما او براي آخرين لحظه به عقب نگاه كرد با صدايي لرزان گفت دلم برايتان تنگ ميشود . و من كه ميترسيدم بغضم بتركد چيزي نگفتم و او رفت . ناگهان چيزي در قلبم فرو ريحت . رفتن او برايم غذاب آور بود. تا وقتي به خانه رسيدم هيچ نگفتم .

میترسیدم نتواند دوست مناسبی پیدا کند یا اطاقی که به وی میدهند مناسب نباشد

آخر شب تماس گرفت و گفت که رسیده است و مشکلی ندارد اما صدایش خیلی ناراحت و گرفته بود . و بعد از چند روز دیگر هم تماس گرفت ، و گفت هم چیز خوب است و استاد های خوبی هم دارد . و چند دوست هم پیدا کرده است .

قدری خیالم راحت شد و اما بغضم شکست . چرا که همیشه فکر میکردم  او هنوز یک بچه آسیب پذیر است و بدون من حتی نمیتواند از عهده انتخاب غذا بر آید .

کاش آنقدر به او سخت نمیگرفتم که هنگام رفتن تصور کن در حال خروج از قفس قوانیین من است .

کاش از لباسی که خریده بود ایراد نمیگرفتم و او را تحسین میکردم

کاش حداقل لظه آخر در فرود گاه با محبت او را میبوسیدم و میگذاشتم اشکهایش سرازیر شود و به او میگفتم که چقدر دوستش دارم تا او هم از عمق احساساتش با خبر شود.

کاش اینقدر غر نمیزدم که باید اتاق شلوغت را مرتب کنم  زیرا همان اتاق که حالا خلوت شده دیگر برایم جاذبه ندارد .

من او را عاشقانه دوست داشتم اما همیشه در این مدت از وی انتقاد میکردم زیرا میخواستم او بهترین باشد

اما نمیدانستم که شاید روزی برسد که مانند امروز در حسرت بوسیدنش باشم

حقیقتا اشتباه میکردم او به تنهایی هم میتواند از عهده غذایش برآید و هم اینکه لباس مناسب و هم دوست پیدا کند .

او برای این موارد نیازی به من ندارد بله حالا که بزرگ شده به تنها چیزی که نیاز دارد ابراز محبت است .

امیدوارم بزودی او را ببینم تا بسیاری از حرفهای نگفته را به او بگویم . اما تا آنروز در حسرت لحظات از دست داده ام .البته تا حالا به خیال خودم کارم درست بود ، اما حالا احساس کمبود میکنم

امید وارم والدین دیگر نیز با خو اندن در و دل من به جای اینکه صرفا با منطق و فکرشان با فرزندانشان بر خورد کنند ، با قلبشان با او صحبت کنند .

 

 

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

مبارزه با خشم چهارشنبه 1385/07/05 10:40 قبل از ظهر

                            مبارزه با خشم

  1. بياموزيد كه دنيا هر گز آنگونه كه شما ميخواهيد نيست

  2. خشم خود را به نحوي ابراز كنيد گه آثار مخرب نداشته باشد

  3. بخاطر داشته باشيد كه ديگران حق دارند با آنچه دلخواه شماست همراه نباشند

  4. يا د بگريد كه اعمال و عقايد ديگران شما را پريشان و آشفته نسازد

  5. زندگي را سخت نگيريد و زمان حال خود را با خشم بهدر ندهيد

  6. شوخ طبعي و زنده دلي را در خود پرورش دهيد

  7. ياد بگيريد كه به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هر كس حق دراد كه چيزي باشد كه خودش ميخواهد

  8. پس از بروز خشم به خطاي خود اعتراف كنيد

  9. رفتار هاي خشم برانگيز را برسي كنيد و راهي صحييح براي ابراز احساسات خودبيابيد

  10. خود را از شر توقعات بيجا كه از ديگران داريد نجات دهيد

  11. خود را دوست بداريد و به خدا توكل كنيدو توقعات بيجا نداشته و به عقايد ديگران احترام بگذاريد تا دچار خشم نشويد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

غفلت چهارشنبه 1385/07/05 10:36 قبل از ظهر

                                        غفلت

:غفلت در تعريف ساده يعني بي توجهي و ناديده گرفتن فرصت هايي كه مفيدند و حتي نتايج آنها براي شخص تا حدودي مشخص است بهره نگرفتن از اين فرصت ها انسان را بسوي ناكامي ها هدايت و آدمي احساس سرخوردگي و نااميدي ميكند اگر نگاهي به گذر عمر بيندازيم متوجه خواهيم شد انسانهايي كه در سنين مختلف موقيعيت خودرا درك و هميشه به اوضاع و احوال موجو خوب فكر كردند و از فرصت هايي كه سر راهشان قرار داشت بهره كافي بردند چقدر موفق بودند پس بياييد عمر خود را بيهوده تلف نكنيم و بر گذر زمان مسلط باشيم و هر لحظه از زندگيمان را با فكر و انديشه و با بهره گبري از فرصتها شكوفا نماييم آنوقت است كه احساس خوشبختي ميكنم

             برلب جوي نشين و گذر عمر ببين

                                    اين همان عمر عزيز است چون آب روان ميگذرد

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

انسان مطلوب چهارشنبه 1385/07/05 10:29 قبل از ظهر

                                انسان مطلوب

انساني مطلوب است كه بخدا اعتقاد داشته باشد ’وظيفه شناس بوده و برآيند رفتارش در جامعه سرحوشي و خوشبختي انسانها را افزون و از رنج و دشواري هاي آنها بكاهدو در ژرفاي وجود و خلوتش همواره اين فلسفه زندگي را تكريم كند و تمايل داشته كه اينگونه باشد اميدوارم همه ما اينگونه باشيم

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |

هنر هایی که یک زن باید داشته باشد چهارشنبه 1385/06/22 10:31 بعد از ظهر

هنر زن بودن فاکنوری موثر برای جلو گیری از هم پاشیدن کانون گرم خانوادی و طلاق و این هنر را میتوان بطور خلاصه اینچنین بیان نمود

1 - همه کس همسر خود باشید :

 

اگر میخواهی در زندگی ات موفق باشی برای همسرت یک مادر خوب  یک همسر خوب و یک دوست خوب باش البته هرکدام در جای خود و در شرایط مناسب بدون افراط و تفریط در غیر این صورت نتیجه عکس خواهد داشت

2 – مراقب حرف زدن خود باشید :

 

 یکی از هنر های خانمها این است که کلمات را درست و بجا و با لحن خوب و محبت آمیز بیان نمایند و از دادن خبر های بد و ناخوشایند گله آمیز و شکایت از بچه ها خدای ناکرده تصادف و یا بیماری و دعواهای خانوادگی و همچنین از نشان دادن قبوض آب برق و گاز و تلفن و غیره  وقتی که هسرشان از سر کار بر میگردد و شاید خسته و کم تامل باشد بشدت پرهیز نمایند

3 – از مقایسه بپرهیزید :

 

 این کار برای همسرتان بسیار رنج آور و دردناک است زیرا احسای عدم توانایی و بی لیاقتی همچنین یاس و پوچی را در او پدید میآورید در هر شرایط سخت کنار هسرتان باشید و او را تشویق و احساس دلگرمی را در ذهنش فعال نمایید و سعی کنید آرامش را در خانه حکم فرما کنید

4 - مرد خود را در اولویت قرار دهید :

 

 این یک اصل مهم در زندگی است زنان باید این حس را در هسر خود زنده نگهدارند که او همیشه برایشان مهم است و در مقایسه با دیگر اعضا خانواده حتی پدر و مادرش اولویت دارد البته باید یادمان باشد که احترام بزرگتر ها بسیار مهم و در جای خود قابل تامل است این ظرافت خانم هاست که باید تعادل را حفظ نمایند

5 – به حرف های همسرتان خوب گوش دهید

 

 و در مکالمات تلفنی سعی کنید مخاطب خود را به همسرتان بشناسانید زیرا آقایان به این مسئله حساس میباشد همیشه طوری رفتار کنید که شوهرتان احساس نماید برایش مهم و قابل اعتماد هستید

نوشته شده توسط محمد علي نقوي  | لینک ثابت |